Network Friends

 

March 10, 2010 | چهارشنبه 19 اسفند 1388
Õهرگز نگو گریه نکن

لعنت به شما، اشک‏ برای پاک شدن نیست، باید جاری شود. باید تمام گونه‏ات را بدود تا از کنار لب‏های لرزانت بگذرد و آرام پائین بچکد. اشک‏هایم را پاک نکن.


March 9, 2010 | سه شنبه 18 اسفند 1388
Õغمگین مثل آفتاب

اشک‏هایت را پاک می‏کنم، مهم نیست که اشک‏هایت برای عشق او باشد، چشم‏هایم را می‏بندم و آرزو می‏کنم تو را گریان نبینم.


March 8, 2010 | دوشنبه 17 اسفند 1388
Õتورم این است

امان از تورم، هزینه‏ی آزادی سال هفتاد و شش فقط یک برگ رای بود، ولی امروز به قیمت جان صدها انسان آزاده به دست نمی‏آید.


March 7, 2010 | یکشنبه 16 اسفند 1388
Õپایان هر آغاز

می‏روم، می‏رسم، تمام می‏شوم.


March 6, 2010 | شنبه 15 اسفند 1388
Õروحم را کشتم

آنقدر که من خودم را کشتم، هیچکس من را نکشت.


March 1, 2010 | دوشنبه 10 اسفند 1388
Õانتقام بزرگ

انتقام بزرگی است، وقتی فکر می‏کند مال او هستم در حالی که متعلق به تو هستم.


February 28, 2010 | یکشنبه 9 اسفند 1388
Õشب، روز است

تو احمدی‏نژاد زندگی من بودی، وقتی در چشم‏هایم نگاه می‏کردی و دروغ می‏گفتی.


February 27, 2010 | شنبه 8 اسفند 1388
Õگذشته‏ها نگذشته

برای آن روزهایی که تو به من خیانت کردی و من حتی به خاطره‏هایمان وفادار بودم.


February 25, 2010 | پنجشنبه 6 اسفند 1388
Õراز مگو

قرار شد این یک راز باشد میان ما و خدا. تو رفتی و خدا مُرد، حالا من مانده‏ام و وسوسه گفتن آن راز.


February 24, 2010 | چهارشنبه 5 اسفند 1388
Õآسمان آبی نیست

لب‏هایت را که می‏بوسم، آسمان به رعد و برق چشم‏هایت حسودی می‏کند.


February 22, 2010 | دوشنبه 3 اسفند 1388
Õاسیر و اهلی

آی شازده کوچولو، تو که گل سرخ‏ات را این‏همه دوست داشتی، چرا گوسفند ‏خواستی که این‏گونه درون جعبه اسیر و اهلی بماند؟


February 21, 2010 | یکشنبه 2 اسفند 1388
Õهر شب خیانت

شب‏ها روح از تنت جدا می‏شود، تنت جا می‏ماند در آغوش شوهرت و روحت پرواز می‏کند به رویای شبانه‏ی روح من.


February 17, 2010 | چهارشنبه 28 بهمن 1388
Õآری چنین است

و کدام زن باور دارد، پشت این سینه‏های ستبر مردانه، قلب کوچکی می‏تپد.


February 16, 2010 | سه شنبه 27 بهمن 1388
Õباید از این درد مرد

وای از نیمه‏شبی که بیدار ‏شوم، تو را بخواهم و خودم را در آغوش دیگری بیابم.


February 15, 2010 | دوشنبه 26 بهمن 1388
Õ‏تعریف عشق

عشق تعریف ساده‏ای دارد، حسی که هرکسی فقط خودش آن را می‏فهمد.


Copyright © 2003-2009 matroud.ir & matroud.com Design by gardoon.ir
   
 


ردپایت را دنبال می‏کنم
از تو دور می‏شوم
شاید کفش‏ هایت را
برعکس پوشیده ‏ای


افسوس هرچه کردم
مردم بفهمند فقط خندیدند


بگذار آدم‏ها تا می‏توانند سنگ
باشند، تو از نژاد چشمه باش


خدایا، من اگر بد کنم تو را
بندگان خوب فراوان است
تو اگر مدارا نکنی مرا
خدای دیگر کجاست؟


زندگی کوتاه‏تر از آن است
که عشق ورزیدن را برای
لحظه‏ی آخر بگذاریم


خدایا، مگذار آنچه را که
حق می‏دانم به خاطر آنچه که
دیگران بد می‏دانند کتمان کنم


 
   
   
   
 

                               

Send IM

matroud@gmail.com

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share