اشتراک مطرود

Add to Google

 

March 3, 2014 | دوشنبه 12 اسفند 1392
Õنی بزن چوپان احمق

بیا دوباره از اول بازی کنیم ، این بار من چوپان می شوم ، چشم هایم را می بندم و می گذارم تو با گرگی که عاشقش شده ای فرار کنی.


January 23, 2014 | پنجشنبه 3 بهمن 1392
Õمرگ شیرین

وقت مرگ بیا چشم هایم را تو ببند، بگذار همه ی دنیا را ببینم و بمیرم.


November 17, 2013 | یکشنبه 26 آبان 1392
Õبا تو ...

زمستان هایم را سرمای دست هایت گرم می کند و تابستان هایم را داغی لب هایت قابل تحمل.


October 14, 2013 | دوشنبه 22 مهر 1392
Õفهمیدنش سخت بود

می فهمم که می خواست مرا دوست بدارد، اما نمی فهمم چطور می توانست، اگر عاشق دیگری بود.


October 2, 2013 | چهارشنبه 10 مهر 1392
Õمتفاوت از آنها باش

متفاوت عاشق شو، آدم های زیادی را می شناسم که فقط فکر می کنند عاشق هستند.


September 17, 2013 | سه شنبه 26 شهریور 1392
Õیک واقعیت حقیقی

واقعیت این است که هیچ حقیقتی وجود ندارد، اگر یک دنیای حقیقی می خواهی خودت یک واقعیت بساز.


September 3, 2013 | سه شنبه 12 شهریور 1392
Õدر لحظه زندگی کن

یه وقتایی هست که فقط همون وقت ها هست و دیگه هرگز هیچ جایی و با هیچ کسی و هیچ وقتی تکرار نمیشه.


August 22, 2013 | پنجشنبه 31 مرداد 1392
Õکودک کوچک امیدوار

من بودم که تو آمدی و عشق متولد شد، من هستم و تو رفته ای و عشق چشم به راه مانده است.


August 12, 2013 | دوشنبه 21 مرداد 1392
Õاگر خدا خودش بخواهد

فاحشه ای را می شناختم که هر شب خدا را می دید آنجایی که هیچ عابدی به جستجو نمی نشست.


August 5, 2013 | دوشنبه 14 مرداد 1392
Õحرف دل

دل که حرف نمی زند، دل یا آواز می خواند و می رقصد یا سکوت می کند و می میرد.


July 12, 2013 | جمعه 21 تیر 1392
Õدلم را راضی کن

بحث نان و نمک نیست، دلت که راضی نباشد عشق معنا ندارد.


June 25, 2013 | سه شنبه 4 تیر 1392
Õبرای تو می رقصم

دخترک می رقصد و من به زور می خندم ، خاطره ها زنده می شود ، تو می خندیدی و من با تمام وجود می رقصیدم.


May 21, 2013 | سه شنبه 31 اردیبهشت 1392
Õفراموشی

صبح هایی که بدون تو آغاز شد به شب هایی با دیگری ختم می شود.


May 8, 2013 | چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392
Õبا غم نمی شود خوابید

شادی فاحشه ای بیش نیست ، با شادی می شود خوابید اما غم نمی گذارد خواب به چشمتان بیاید.


April 21, 2013 | یکشنبه 1 اردیبهشت 1392
Õدل کوچک من

وقت رفتن گفت دلت بزرگ که باشد راحت می بخشی ، برگشت ، دید دلم به اندازه خیلی ها جادار شده است.


April 11, 2013 | پنجشنبه 22 فروردین 1392
Õچشم هایش دریا بود

آخر نفهمیدم رنگ چشم هایش سبز بود یا آبی ، آنقدر که من محو لب هایش بودم.


March 31, 2013 | یکشنبه 11 فروردین 1392
Õکاش بود

بگذار بخوابم، خوب می دانم کابوس نبودنت با تلنگر آواز پرنده ای صبح تمام می شود.


Copyright © 2003-2014 matroud.ir & matroud.com
   
 


عاشق شو، جوری عاشق شو
که انگار خاک بر سر تر از
تو، وجود ندارد


حقیقت دارد...
کافی است چمدان هایت را ببندی
تا همه حاضر شوند برای از یاد
بردنت و از همه زودتر آنکه بیشتر
تو را دوست دارد فراموشت می کند


دردناک است که تو را دعوت
کنند به مهمانی عشق و بعد که با
همه ی وجودت عشق ورزیدی و
عاشق شدی، تو را در کوی عشق
تنها رها کنند و دوست داشتنت
را به پای ارزانیت بگذارند


اينجا سرزمين واژه های وارونه
است جايی كه گنج جنگ می شود
درمان نامرد میشود و قهقه هق هق
اما دزد همان دزد است و درد
همان درد و گرگ همان گرگ است


قلابت را بدون طعمه بینداز
اینجا پر از ماهی هایی
است که از زندگی سیرند


ثبت احوال در شناسنامه ام همه چیز
را ثبت کرده است جز احوالم را


 
   
   
   
 

 

Send IM

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share