بهانتها رسیدهایم و این خود آغاز راهی دیگر است. درختان مدتهاست بهار را جشن گرفتهاند، انگار در جامعهی آنها تقویم وجود ندارد. بهار آمده است، خورشید گرمتر میتابد. برفها آب میشوند. رودها پر آب شدهاند. جنگلها سبزتر و آسمان آبیتر. ابرهای تیره و سیاه تسلیم نسیم ملایم صبحگاهان میشوند.شبنمها روی برگها تاب میخورند و شکوفهها از خواب بیدار میشوند.
بچهها میخندند. همهی طبیعت تغییر میکند و دنیا پوست میاندازد. اما من بهار را به دلایل دیگری دوست دارم، بهار را دوست دارم چون بهار بود که صدای او را شنیدم، بهار را دوست دارم چون در بهار او را دیدم. بهار را دوست دارم بهار بود که عاشقش شدم. هر چند اکنون در کنار من نیست اما باز هم بهار را دوست دارم چون بهار بوی او را میدهد.
بهار را دوست دارم. فالگیر پیر کولی مرگ مرا در بهار دیده است و من بهار را به شوق رسیدن به زمان مرگ دوست دارم. پرسیدم که چگونه خواهم مرد و فالگیر پیر گفت: تنها عاشق خواهی بود.
ناامید نیستم، زمان درازی تا مرگ من مانده است و من کارهای زیادی دارم. خسته نیستم چون امروز تنها در پایان راهی کوچک از مسیر بلند زندگیم هستم. میگویند که در لحظهی مرگ خواهند پرسید که چگونه زندگی کردهیی، و من میخواهم طوری زندگی کنم که بتوانم پاسخ دهم عاشقانه.
بگذار زندگی کنم، بگذار کارهای ناتمامم را پایان دهم اما در لحظهی مرگم مرا دریاب. مرا در آغوش گیر . لبهایم را ببوس، لبانی که نام تو را عاشقانه خواندهاند و چشمانم را با دستان خودت ببند، به پاس عمری که تو را پرستیدهاند. دستانم را در دست گیر تا جان از کالبدم خارج شود. میخواهم در آغوش تو که دوستت دارم بمیرم. تمام اعضای بدنم را به بیماران محتاج ببخش اما قلبم را به خاک بسپار، قلبی که تمام عمر به یاد تو و به عشق تو تپیده است، قلبم را به کسی مده، بگذار این قلب شکسته در دل خاک آرام گیرد شاید روزی شقایقی شود در دستان تو.
مرا در دشتی پهناور دور از آدمها به خاک بسپار، اثری بر قبرم مگذار. تنها نهال درخت سروی بر مزارم بنشان تا مسافران خسته را سرپناهی باشد. دفتر خاطراتم تنها میراث من برای تو بود اما افسوس که آن را سوزاندم تا هیچچیز در این دنیا شریک در عشق من به تو نباشد. بهار نزدیک است و من نیز تغییر خواهم کرد، میخواهم زندگی کنم و مرگ را به مرگ بسپارم. فرشتهی زیبای مرگ دور شو، هنوز مرا با این دنیای پست هزاران کار است.
پ.ن: عید آمده است و دنیا دگرگون میشود، اگر عاشقید مواظب قلبتان باشید و اگر عاشق نیستید به دنبال عشقتان بگردید. شاید عید دیگری در کار نباشد.
مریضها رو فراموش نکنید، برای همهی مردم دنیا چه خوب و چه بد خوشبختی و سلامت بخواهید. خودتون بهتر میدونید که از خدا چه آرزویی دارید اما یادتون نره که برای چی زنده هستید. وظیفهیی بر عهده دارید در انجامش کوشا باشید.
-----------------------------------------------
* کسی را دوست دارم، کسی که نمیشناسمش.
** آیا نیمهی گمشدهی قلبم را خواهم یافت، شاید این تنها آرزوی من در لحظهی تحویل سال برای خودم باشد.