دو هفته از مرگ پاپ ژان پل دوّم رهبر دینی یک میلیارد کاتولیک جهان میگذره، امّا پاپ به واقع که بود و چه کرد؟
پاپ کارگری معدنچی از کشور کمونیستی لهستان بود، در کودکی به بازیگری در تاتر پرداخت و یکی از طولانیترین دوران حکومت فردی را بر واتیکان گذراند. او اوّلین کاردینال غیر ایتالیایی بود که به این مقام برگزیده شد. به هفت زبان مسلط بود و برای اوّلین بار به مسجد و کنیسه پای گذارد. دیوار برلین را فرو ریخت و زمینهی فروپاشی کمونیزم را سرعت بخشید. در بوسنی و فلسطین در کنار مسلمانان ایستاد، در هنگام محاصرهی بیت الحم تلفنی با کشیش اعظم کلیسا صحبت کرد و بطور واضح از جنگجویان فلسطینی محاصره شده در کلیسا حمایت کرد. با جنگ طلبی آمریکا در عراق مخالفت نمود و در برابر توسعه طلبی اسرائیل ایستاد. جملهی معروف "دنیای ما پل میخواهد نه دیوار" را در هنگامی بیان کرد که تمام دنیا در کنار اسرائیل ایستاده بودند. به بیش از یکصد و نود کشور دنیا سفر کرد و تمامی آفریقا را درنوردید. از سیاهان به خاطر سالها تبعیض عذر خواست و در هر زمان سعی در برقراری ارتباط میان ادیان کرد. سرمایداری غربی را قابل قبول ندانست و دنیای انسانی را جستجو نمود.
امّا به هر حال او پاپ بود و سخت در بند قوانین کلیسا، ورود زنان را به عرصهی رهبری دینی مجاز ندونست و سقط جنین که از سادهترین حقوق یک زن بر بدن خویش است را بر خلاف ارادهی پروردگار خواند، با ممنوع کردن وسایل ضد بارداری مبارزه با گسترش ایدز در جهان و به ویژه آفریقا را با شکست جدی مواجه کرد و به قول "تری اگیلتون" منتقد انگلیسی با این کار دستش را به خون هزاران کودک و زن بیگناه آلوده نمود. هرگز برنامهیی جامع برای مبارزه با فقر در جهان نداشت و هر نظر رادیکال و متفاوت در داخل کلیسا را مورد قهر و غضب قرار داد. در زمان ریاستش بر کلیسا بارها فساد اخلاقی دهها کشیش فاش شد اما هرگز دست به اصلاح قوانین داخلی کلیسا نزد. مذهب کاتولیک را دین برتر و آخرین راه و تنها روش نجات بشری دانست و یکجانبهگرایی را در راس همهی امورش قرار داد.
با همهی این دلایل مختلف در مراسم خاکسپاریش هزاران زن و مرد از سراسر جهان شرکت نمودند تا بار دیگر ثابت کنند که روسای دینی هنوز جایگاه قدرتمندی در دنیای تکنولوژیک امروزی دارند.
آری، پاپ مرد و قضاوت در مورد تلاشها و خواستههایش را به مردم جهان سپرد.
--------------------------------
پ.ن: یه چیز جالب در مورد پاپ، شباهت عجیبی هست که در نوع تفکراتش با رهبران دینی ایران داشت. درجه دو دانستن زنان و اعمال تبعیض جنسیتی بر علیه اونها، تابوهای کهنهی دینی، اصرار به کامل بودن دین خودش به عنوان برترین آئین و... شاید همین شباهتها باعث شد که مردم ایران مرگ پاپ را چندان مهم ندونن و به روایت بعضی پیامهای تلفنی او را مسلمانی در لباس کاردینالی بخونن. تفکری که نشانهی فاصله گرفتن آنها از دین محبوب و اعتقادات دیرینهشون هست.
* نوع انتخاب پاپ توسط یکصد و هفده کاردینال من رو به یاد انتخاب رهبر ایران توسط مجلس خبرگان میندازه. پاپ جدید رو کاردینالهایی انتخاب میکنند که خودشون توسط پاپ قبلی منسوب شدن. فرايندی بسيار شبيه به انتخاب ولایت فقیه توسط اعضای مجلس خبرگان كه بواسطهی نظارت استصوابی شوراي نگهبان ( اعضاء شورای نگهبان خود منتخب رهبر هستند ) به طور غير مستقيم منصوب خود ولی فقيه هستند. روشی که در آن مردم به طرز شگفت انگیزی نقش ندارند.
------------------------------------
** مرجع مطالب بالا از مقالات سایت
گویا برداشت شده و با حذف و اضافهیی از سایت مطرود همراه است.