![]()
گامبی شاه، پیادهها به صف میشوند.
بازی آخر، باخت یعنی مرگ.
سواران به طرف مرکز، حمله به قلب دشمن.
اسب با فیل تعویض شد، دشمن را هرگز کوچک نگیر.
قلعهی بزرگ، حالا بهتر شد شاه از معرکه گریخت است.
دو پیاده زیر ضرب وزیر، ملکه فرماندهی سپاه من است.
رخ آچمز شاه، قلعه محکم و استوار باقی میماند.
پیاده به عرض آخر، پیشرفت بیخطر کردن ممکن نیست.
فیل یک خانه به جلو، پیادهی شجاع را حمایت کنید.
اسبها در مرکز، شاه کیش است.
یک قدم تا پیروزی، وزیرش را بگیرید.
وزیر به وزیر، تقابل دو قدرت برتر.
شاه سقوط میکند، کیش و مات
پیروزی در تقابل بزرگ.
پ.ن: به دشت نبرد دوباره نگاه کن، بازی را مرور کن. همهی سوارانت بر خاک افتادهاند. تو ماندهای و نمیدانی پرچم پیروزی را برای که تکان بدهی، پیروزی به چه ارزشی؟