Network Friends

December 25, 2005 | یکشنبه 4 دی 1384
ÕHappy Christmas
پرده‏ی اوّل: هوی مردیکه نصفه شبی با اون ریش و پشم، سرت رو انداختی مثل گوسفند از لوله بخاری میای تو اتاق مردم، میگی بابا نوئل‏ام! فکر نکردی شاید مردم در حال امر خیر باشن؟
پرده‏ی دوّم: پاپا نوئل جونم، من جورابام رو شستم، آویزونش کردم. لوله بخاری رو هم تمیز تمیز کردم، امّا بیا یه امسال رو مرام بذار مثل آدمیزاد از در بیا تو.


Smile... this is the second best thing you can do with your lips
اگه گفتین منظور پنهان جمله‏ی بالا چیه، پیش من جایزه دارید!


دنیای غرب، صد سال قبل:
دولت‏ها: محدودیت‏های مذهبی، تبلیغ آزادی‏های سیاسی.
مردم: دین گریزی، افزایش آزادی‏های اجتماعی.
دنیای غرب، امروز:
دولت‏ها: سرکوب آزادی‏های مدنی، رواج آزادی‏های جنسی.
مردم: گرایش به دین، مخالفت با بی‏بند و باری.
پ.ن: مخالفت گسنرده‏ی هم‏جنس گرایان با تصویب قانون "سکس گروهی" در کانادا.


شب یلدا چطور بود؟
فال حافظ و بوسیدن کسی که دوستش دارید رو که فراموش نکردید؟
پ.ن: کریسمس همه‏ مبارک، برقصید و بخندید و اگه بود شامپاین بخورید و حتما منتظر پاپا نوئل باشید.
* خدایا راضی هستم به رضای تو، آخر تو بینایی بر تمام نقاط تاریک زندگیم و آگاهی بر همه‏ی زوایای پنهان شخصیتم. گناه‏کارم ولی به امید بخشایش تو زنده‏ام.
   
 


پرواز هم دیگر رویای آن پرنده
نبود، دانه‏دانه پرهایش را چید تا
بر بال‏هایش خواب دیگری ببیند


آوای باد آوای خشکسالی‏ست
بگذار تا بگویم، تقدیر لاابالی‏ست
باید که عشق ورزید
باید که مهربان بود
زیرا که زنده ماندن
هر لحظه احتمالی‏ست



هستی تهی‏تر از آن است که به
دست آوردنی مرا زبون سازد
و من تهیدست‏تر از آنکه از
دست دادنی مرا بترساند


دلتنگ تو امروز شدم تا فردا
فردا شد و تو باز هم گفتی فردا
امروز دلم مانده و یک دنیا حرف
یک هیچ به نفع دل تو تا فردا


دل اسیر دوست، جان اسیر دل
دوست چه می‏داند، دل اسیر اوست


سنگینی باری که خدا بر دوش
آدمی می‏گذارد آن‏قدر زیاد نیست
که کمرمان را خم کند، آن‏قدر است
که ما را برای دعا کردن به زانو درآورد


 
   
   
   
 

                               

Send IM

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share