Network Friends

<< January 2006    February 2006     March 2006 >>
February 28, 2006 | سه شنبه 9 اسفند 1384
Õسه روز عزای عمومی
با نهايت تاثر و تاسف حمله‏ی وحشيانه به سايت مقدس مطرود را كه با درايت و تيزهوشی سربازان گمنام ام‏تی ناكام ماند به تمامی دوست‏داران و زائران عزيز تسليت گفته و از همين‏جا اين اقدام تفرقه‏انگيز را محكوم نموده و به امپرياليسم وبلاگی و عناصر وابسته و مزدوران كوردل آن اعلام می‏دارم كه اين حركات مذبوهانه خللی در عزم راسخ اين وبلاگ در دستيابي به ويزيتور صلح‏آميز وارد نمی‏كند.
February 27, 2006 | دوشنبه 8 اسفند 1384
Õوسوسه
دوست خوب چيزی هست كه اين روزها كمتر گير مياد، بهتر بگم اصلا گير نمياد. حالا اگه يه دوست پيدا كنی كه كلي باهاش راحت باشی، بهش اطمينان داشته باشی، شبيه هم فكر كنيد، هميشه كلی حرف واسه‏ی هم داشته باشيد، با يه نگاه فكر هم رو بخونيد، مثل همديگه شيطون باشيد و...
وقتی يه همچين دوستی يه دفعه از وسط آسمون بيوفته جلوی پاهاتون آدم وسوسه ميشه كه بره هم‏جنس‏باز بشه.
February 26, 2006 | یکشنبه 7 اسفند 1384
Õ...
ديوار يزرگ شهر
امروز عكس خمينی
سال ديگه
شايد
YANKI GO HOME
February 25, 2006 | شنبه 6 اسفند 1384
Õمتاسفام
خاطرات بچگي
دكه‏ي روزنامه فروشي روبروي دبستان
پيرمرد بداخلاق و بهونه‏گير
دعواهاي بي‏دليل و كينه‏ي كودكانه
ديروز
بهشت زهرا
و پيرمردي كه بالاي قبر تنها فرزندش زانو زده.
امروز
من با يه شاخه‏ي گل سرخ
روم نشد برم پيش خود پيرمرد، رفتم و از پسر شهيدش حلاليت طلبيدم...
February 24, 2006 | جمعه 5 اسفند 1384
Õمطرود فهميده
بنده از همين لحظه آمادگی خودم را جهت انجام عمليات استشهادی در آغوش بيرتنی اسپيرز،‌ نيكل كيدمن، جوليا رابرتز يا ترجيها آنجلينا جولی اعلام می‏دارم.
February 23, 2006 | پنجشنبه 4 اسفند 1384
ÕMiss World Beauty

February 21, 2006 | سه شنبه 2 اسفند 1384
Õلی‏لی‏بیت
وقتی خوب فکر می‏کنم می‏بینم که پانزده سال پیش وفاداری رو بهتر بلد بودم. اون زمان‏هایی که یه لحظه از نگاه غمگین دختر مهربون رو با ساعت‏ها لبخند لی‏لی‏بیت با اون موهای طلایی زیباش عوض نمی‏کردم.
February 17, 2006 | جمعه 28 بهمن 1384
Õنماز
الیزا کاتولیک بود، صبح‏ها با هم بیدار می‏شدیم و می‏رفتیم دانشگاه و عصرها بی‏هیچ وقت تلف کردنی برمی‏گشتیم خونه. هرکس زودتر می‏رسید غذا درست می‏کرد و به‏جاش اون‏یکی که دیرتر رسیده بود، ظرف‏ها رو می‏شست.
شب، سینما بود یا پاتیناژ. آخر شب که خسته می‏رسیدیم خونه با هم دوش می‏گرفتیم و شعر می‏خوندیم، من از ایران براش می‏گفتم و اون از ایرلند. من از آسمون شب‏های کویر براش می‏گفتم و اون از صخره‏های بلند کنار دریا. من از تعزیه‏ی امام حسین واسش می‏گفتم و اون از رقص محلی اسکاتلندی‏ها و همین‏طور می‏گذشت تا نیمه‏شب می‏رسید.
هیچ‏وقت نفهمیدم که چطور شروع میشد و فقط وقتی به‏خودم میومدم که در آغوشش از نفس افتاده بیهوش می‏شدم.
وقتی درسش تموم شد و وقتش رسید که برگرده به ایرلند، ازش پرسیدم که کدوم لحظه از با هم بودنمون رو بیشتر دوست داشته، توی چشمام زل زد و گفت: صبح‏ها زود که بیدار می‏شدی و خدا رو برای شب زیبایی که من برات ساختم شکر می‏کردی از همه بیشتر دوست داشتم.
من چیزی بهش نگفتم و امیدوارم که هرگز نفهمه که همه‏ی مسلمون‏ها صبح‏ها برای نماز بیدار میشن.
February 16, 2006 | پنجشنبه 27 بهمن 1384
Õترس
” ترس! انعكاس صدای ثانيه‏ها
در سكوت مبهم سلول مرگ نيست
ترس! پرسه زدن در ايستگاه متروك زندگی
در انتظار شنيدن سوت قطار مرگ نيست
ترس! اضطراب تپش قلب زند‏ه‏ای
در حجم خالی گورستان سرد نيست
ترس! ديدن كركس در آسمان
از دريچه چشمان تشنه در بيابان نيست
ترس
فكر يك لحظه بی تو بودن
در ميان تك‏تك لحظه‏های با تو بودن است. “
February 15, 2006 | چهارشنبه 26 بهمن 1384
Õباورش کن
دیروز یه دسته‏ی بزرگ گل سرخ گرفتم و رفتم همون خیابون معروفه، به هر کدوم از دخترها یه گل سرخ دادم امّا بازم گل کم آوردم...
پ.ن: روز والنتاین فاحشه‏های زیبای شهرم از همیشه بیکارتر هستن، همه‏ی سال رو که با اونا سر می‏کنید همین یه روز بد میشن؟
February 13, 2006 | دوشنبه 24 بهمن 1384
Õچشمان خواب‏آلود
بعد از یک شب طولانی در آغوش هم، صبح خیلی زود قبل از اینکه از خواب بیدار بشه لب‏هاش رو آروم بوسیدم و اومدم بیرون، حالا چند ساعته که یه صدای غریبه مدام تو گوشم نجوا می‏کنه: چرا چشمای زیبای خواب‏آلودش رو نبوسیدی!
February 11, 2006 | شنبه 22 بهمن 1384
ÕWhich one
1. خورشید اگر محو تماشای تو نیست دلگیر مشو از پشت کوه آمده است. 2. زندگی رویش یک حادثه نیست، زندگی رهگذر تجربه‏هاست.تکه ابریست به پهنای غروب، آسمانیست به زیبایی مهر. 3. عشق پیوسته است مائیم که گسسته‏ایم، عشق تضمین کننده است مائیم که خیانت می‏کنیم، عشق اعتماد پذیر است مائیم که اعتماد نمی‏کنیم، زندگی بزرگ‏ترین دارایی بشریت است و عشق بهترین گواه و سند وجود آن. 4. عشق مثل آبه می‏تونی توی دستت پنهانش کنی امّا آخرش یه روز دستت رو باز می‏کنی و می‏بینی که نیست، قطره قطره چکیده و بی‏آنکه بفهمی دستت رو پر از خاطره کرده. 5. زندگی چون گل سرخیست پر از برگ، پر از خار، پر از عطر لطیف. یادمان باشد اگر گل چیدیم، عطر و برگ و گل و خار همه همسایه‏ی دیوار به دیوار همند. 6. اسمت رو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده بشی، گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی، گذاشتم جونم که اگه رفتی منم برم. 7. می‏دونی فاصله‏ی بین انگشت‏های دستت برای چیه؟
برای اینکه یه دست دیگه اون فاصله رو پر کنه.
----------------------------------------------------------------------------

پ.ن: کدوم یکی بیشتر به دلت نشست؟ کدومش رو لایق ابراز کردن به عشقت دونستی؟
February 10, 2006 | جمعه 21 بهمن 1384
Õبهترین گزینه
گزینه‏های پیش‏روی شورای امنیت در برابر ایران:
1. تحریم همه‏جانبه، این تحریم حداکثر صد کشته به‏همراه خواهد داشت و در نهایت منجر به اتحاد مردم و افزایش قدرت حکومت ایران می‏شود.
2. حمله‏ی نظامی، این گزینه با توجه به غرور ملّی، وسعت ایران، جایگاه استراتژیک ایران در خاورمیانه و همچنین آمادگی ارتش ایران هیچ نتیجه‏ای در بر نخواهد داشت.
3. تحریم تیم فوتبال ایران از شرکت در جام‏جهانی، این گزینه در ابتدا باعث خودکشی حداقل پنج میلیون نفر از مردم ایران شده و در ساعات بعد به افسردگی شدید ده‏ها میلیلون نفر باقی‏مانده منتهی می‏شود، در پایان همان روز مطمئنا حکومت ایران بر اثر فشار شدید مردم سرنگون خواهد شد.
February 9, 2006 | پنجشنبه 20 بهمن 1384
ÕIran air
پیش نوشت: با تصویب در بنیاد شهیدان، کشته‏شدگان در سقوط هواپیما شهید محسوب می‏شوند.
جدبدترین تبلیغ شرکت ایران‏ایر: ..."هرکه دارد هوس کرب بلا بسم‏الله"...
پ.ن: اون‏هایی که طعم اسارت چشیده‏اند معنای شام غریبان می‏فهمند.
February 8, 2006 | چهارشنبه 19 بهمن 1384
Õسنگ صلواتی
بروبچ رفقا، امشب پاتوق درب ورودی سفارت نروژ (یا هر کشور خارجی دیگه که دوست داشتید)، برادرها سنگ صلواتی فراموش نشه
February 7, 2006 | سه شنبه 18 بهمن 1384
Õبکارت
پیش نوشت: 100 درصد پسران ایرانی باکره به خانه‏ی بخت نمی‏روند!
* می‏دونم شاید زیاد مودبانه نباشه امّا بخونید حقیقت‏های زیادی برای فهمیدن در خودش داره...
"امام جمعه اصفهان: 74 درصد دختران ايرانی باكره به خانه‏ی بخت نمی‏روند"
" امام جمعه اصفهان گفته است 74درصد دختران ما باكره نيستند! پيام آور از ايشان می‏‌پرسد: شما اين آمار را از كجا آورديد؟ آمار مربوط به اصفهان است و يا كل كشور؟ امام جمعه می‏‌فرمايد: من با اين وضع فساد و فحشا حدسی گفتم، البته آقايانی! هم كه اطلاع دارند و نزد من می‏‌آيند تائيد كرده اند..."
سایت اینترنتی «پیک نت»


الا اي شيخ جویای بکارت
به لای پای دخترها چه کارت؟
تو فرمودی بکارت‏ها که پاره است
دقيقاً درصدش هفتاد و چار است
ببينم از کجا آوردی آمار؟
ز جمع آشنايان يا ز اغيار
تو از هرکس که ارقامش شنفتی
چرا زان بيست و شش درصد نگفتی
نگفتی بيست و شش درصد بکارت
نشان باشد ز انواع اسارت
گروهی باکره، از سکس دورند
کزین بابت گرفتار غرورند
گروهي ترس خورده، صاف و ساده
اسير انجماد خانواده
گروهي پای بند دين و مذهب به شدت باکره، اما معذب! شما که دختری را سن نُه سال به شوهر ميدهی راضی و خوشحال چرا خواهی اگر شوهر نکرده شود چل ساله، سالم مانده پرده؟ بیا و دست بردار از حقارت نچسب ای شیخ نادان بر بکارت بکارت مال دوران های دور است به زن‏های جوان تحمیل زور است بکارت نیست معیار نجابت نجابت را چه بشناسد جنابت! نجابت، شیخ نادان، پرده‏ای نیست به اینکه داده‏ای یا کرده‏ای نیست نجابت چیست؟ حق کس نخوردن بکارت چیست؟ مال کس نبردن نه بین مردمان اخلاق و عصمت به میزان بکارت گشته قسمت فریب مردمان، ضد عفاف است نه آن کاری که در زیر لحاف است که هر آمیزشی قبل از عروسی بود یک مطلب خیلی خصوصی مبر سر را درون بستر خلق که بینی گوزشان را تا ته حلق خودت شام زفاف ای شیخ بد ذات بکارت داشتی‏ ارواح بابات؟!! تو با آن حجت الاسلام فاکر چگونه میتوانی بود باکر؟ برای تو کسی پرونده هم ساخت و يا بر پشت و پيشت کنتور انداخت؟ در کون شما کنتور اگر بود سر یک‏هفته کنتور هم دمر بود

اگر یک روز باشی توی حوزه
بواسیرت بچسبد زیر لوزه
تو هم حالا به اين حد از جسارت
ز دخترها طلب داری بکارت؟
چه می‏فهمی تو قانون طبیعت
که میآئی ز مادون طبیعت
چه دخترهای نوزادی که گه‏گاه
ندارند این بکارت را به همراه
به آنها چون خدا پرده نداده
شوند البته که بی‏پرده زاده
ترا گر اعتراضی هست حالا
بگو با حضرت باریتعالی
که ای پروردگار پاک عالم
چرا پرده ندادی خاک عالم!
امام جمعه آ! بر خویش رحمی
بکن کاری که یک قدری بفهمی!
بدن‏ها فرق دارد با بدن‏ها
خصوصاً مال دخترها و زن‏ها
همه یک شکل و جور و قالبی نیست
نمی فهمی؟ زن است این، طالبی نیست
یکی را پرده باشد نازک و ُترد
شود زائل اگر یک ضربه‏ای خورد
یکی را پرده کشدار و غشائی است
مثال شخص آقا ارتجاعی است
که تا وقتی که آن بانو نزاید
از آن یک قطره هم خون در نیاید
یکی هنگام ورزش داده از دست
یکی تا آخرش همراه او هست
تو آمار از کجا کردی فراهم
بیا یکخرده آگه کن مرا هم
من اینها را که گفتم مستند بود
قوانین ازل بود و ابد بود
ندارد حرف من ردخُور ز قرصی
ولی تو باید از دکتر بپرسی
که او بی پرده‏تر از پرده گوید
برایت واضح و گسترده گوید

امام جمعه آ، یک چیز دیگر
نمی‏دانی، نمی‏فهمی، مکرر!
اگر شد پرده‏ای هرگونه پاره
تجارت، کرده پیدا راه چاره
بدوزد پرده را نرس و پرستار
خدایا زین معما پرده بردار!
بکارت را ز مریم باید آموخت
که بعد از زایمان هم می‏توان دوخت
بکارت چیست قفل حفظ ناموس؟
نجابت در پس‏اش محفوظ و محبوس؟
اگر داری دلارش یا ریالش
بزن آن را بخیّه، بی‏خیالش!
تجارت، میکند حفظ بکارت
بود ناموس‏ها دست تجارت
اگر دارای ناموسی از این راه
به بی ناموسی‏ات صد بارک الله
امام جمعه آ ! قدری حیا کن
دکانی دیگری این جمعه وا کن
مناسب‏تر پرش کن این دکان را
که بشناسی همه اجناس آن را
فوراگزامپل دکان بول و غایط
بخور آنقدر تا جانت درآید


"هادی خرسندی"


February 7, 2006 | سه شنبه 18 بهمن 1384
Õیک نگاه
مشکل من اینه که هیچ‏کس به عاشقی با یک نگاه اعتقاد نداره...
February 6, 2006 | دوشنبه 17 بهمن 1384
Õ... ... ...
نمی‏دونم، فکر کنم عاشق دختر روی دسک‏تاپم شدم
February 5, 2006 | یکشنبه 16 بهمن 1384
Õتصور کن
اگر بفهمی کسی که عاشقش هستی شب‏ها با دیگری می‏خوابه، دیوونه میشی؟
نه عزیزم، تصور کن اونی که هر شب‏ رو در آغوش تو صبح می‏کنه، ته دلش عاشق یکی دیگه‏ باشه اون‏وقت باید دیوونه بشی.
February 4, 2006 | شنبه 15 بهمن 1384
Õآتش
میگه: آتیش جهنم بدجوری سوزنده است، با تعّجب میگم: یعنی از تن تو هم داغ‏تر؟
February 3, 2006 | جمعه 14 بهمن 1384
Õدیوار سنگی
نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد بهار تازه به برگ خزان چه خواهد کرد به من که سوختم ز داغ مهربانی خویش فراق و وصل تو نامهربان چه خواهد کرد ز فیض ابر چه حاصل گیاه سوخته را شراب با من افسرده جان چه خواهد کرد
هرگز آرزو نکن که قلبت از سنگ باشه، آرزو کن یه دیوار سنگی دور قلبت باشه تا هیچ غریبه‏ای مزاحم خلوت تو و اون نشه.
February 2, 2006 | پنجشنبه 13 بهمن 1384
ÕProfessional
وقت رفتن همه را می‏بوسید به من از دور نگاهش را داد یادگاری به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد...
دختر بازی یه کار حرفه‏ایه. پسرای ایرانی چون عاشق کارهای گروهی هستند معمولا گروهی میرن دختر بازی، کار گروهی هم یه‏سری قوانین خاص خودش داره: 1. هرگز رفیقت رو جلوی دخترها ضایع نکن. 2. دوست دوست‏دخترت رو واسه رفیقت جور کن. 3. دور دوست‏دختر رفیقت رو خط بکش. پ.ن: حالا این روش و این قوانین چقدر جواب میده باشه واسه‏ی مطلب بعدی!
February 1, 2006 | چهارشنبه 12 بهمن 1384
ÕJinx
می‏دونی بدشانسی به چی میگن، به اینکه عاشق دختری بشی که یه خواهر دوقلو داره، بعد ندونی این که الان داره از جلوت رد میشه خودشه یا خواهرش.
<< January 2006            March 2006 >>

   
 


ردپایت را دنبال می‏کنم
از تو دور می‏شوم
شاید کفش‏ هایت را
برعکس پوشیده ‏ای


افسوس هرچه کردم
مردم بفهمند فقط خندیدند


بگذار آدم‏ها تا می‏توانند سنگ
باشند، تو از نژاد چشمه باش


خدایا، من اگر بد کنم تو را
بندگان خوب فراوان است
تو اگر مدارا نکنی مرا
خدای دیگر کجاست؟


زندگی کوتاه‏تر از آن است
که عشق ورزیدن را برای
لحظه‏ی آخر بگذاریم


خدایا، مگذار آنچه را که
حق می‏دانم به خاطر آنچه که
دیگران بد می‏دانند کتمان کنم


 
   
   
   
 

                               

Send IM

matroud@gmail.com

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share