Network Friends

 http://feeds.feedburner.com/Matroud
<< February 2006    March 2006     April 2006 >>
March 31, 2006 | جمعه 11 فروردین 1385
Õخدا
در دنیا مردمانی چنان گرسنه هستند که خدا را جز به شکل تکه نانی نمی‏بینند.
March 30, 2006 | پنجشنبه 10 فروردین 1385
Õیکی عاشق شد، یکی نشد
یکی داشت یکی نداشت. اونی که داشت تو بودی، اونی که تو رو نداشت من بودم.
یکی خواست یکی نخواست. اونی که خواست تو بودی، اونی که بی‏تو بودن رو نخواست من بودم.
یکی آورد یکی نیاورد. اونی که آورد تو بودی، اونی که به‏جز تو به هیچ‏کس ایمان نیاورد من بودم.
یکی برد یکی نبرد. اونی که برد تو بودی، اونی که دل به تو باخت من بودم.
یکی گفت یکی نگفت. اونی که گفت تو بودی، اونی که دوست دارم رو جز تو به هیچ‏کس نگفت من بودم.
یکی ماند یکی نماند. اونی که ماند تو بودی، اونی که بدون تو نتوانست بمونه من بودم.
یکی رفت یکی نرفت. اونی که رفت تو بودی، اونی که به‏خاطر تو توی قلب هیچ‏کس نرفت من بودم.
پ.ن: توضیح می‏خواهد؟
March 19, 2006 | یکشنبه 28 اسفند 1384
Õهفت‏سین
من هم سفره‏ی هفت‏سین مخصوص خودم را دارم: سحر و سپیده، سایه و سارا، ستاره و سروناز و آخر از همه سالار...
March 18, 2006 | شنبه 27 اسفند 1384
Õشهید
تا وقتی به یاد می‏آورم که جای خیلی‏ها در کنار سفره‏ی هفت‏سین خالیست چطور می‏توانم شاد باشم. گناه من این است که دلم اسیر روزمرگی‏ها نمی‏شود. پ.ن: آنها هم زنده بودند و هزاران آرزو برای آینده در دل داشتند...
March 15, 2006 | چهارشنبه 24 اسفند 1384
ÕFreedom
صیاد همین نزدیکی پنهان شده است. یه نفس تا مرگ فاصله دارم. امّا پرواز می‏کنم. همین یک نفس را دوست دارم. آزادانه مردن را به زندگی در این قفس طلایی ترجیح می‏دهم. حق انتخابی ندارم، هیچ‏کداممان حق انتخاب نداریم. آزادی را نمی‏شود گرفت، نمی‏شود بخشید، نمی‏شود ساخت یا خراب کرد. آری نمی‏شود انتخاب کرد که در قفس ماند و مرد. آزادی درون ماست. با ما متولد می‏شود و بعد از مرگ ما جاودان می‏شود.
پ.ن: شکست خورده‏ای. با تو هستم که آن بالا نشسته‏ای. پشت آن دیوارهای بلند. در میان طرفداران چاپلوست. در حلقه‏ی مزدوران سنگ‏دلت. تو پیشاپیش شکست خورده‏ای. اگر زنده باشم هر لحظه آزادیم را فریاد خواهم زد و اگر بمیرم جاودانه خواهم شد، من برنده شده‏ام...
March 15, 2006 | چهارشنبه 24 اسفند 1384
ÕFire Fighter
View image
اوّل شب از آخرین چهارشنبه‏ی سال. من و این دوستم و این دوست، قدم زنان در حال صحبت و خنده. دور از هیاهو . جنجال ترقه‏ها. شعله‏های آتش از یه کوچه بالاتر و درخت بلندی که در آتش می‎‏سوزه، تماس با آتش نشانی و خارج کردن مردم از خانه‏ی زیر آتش. یه سوزش پشت کمرم و فرصتی که نیست تا به خودم فکر کنم. حضور آتش‏نشانان و مهار کامل آتش. برگشت سکوت و شروع کردن دوباره‏ی شوخی و خنده. احساس ضعف و سرما. چیزی از ساعت ده نگذشته که به بهانه‏ی گرسنگی برمی‏گردم خانه. شلوار رو عوض می‏کنم، تی‏شرت رو باز می‏کنم و فشار درد و خون... سعی کردم کسی نفهمه و تا نیمه شب تحمل کردم امّا بلاخره مجبور شدم برم بیمارستان. درد، اخم پدر و طعنه‏های پرسنل بیمارستان. تمام پاداش من برای کمک به انسان‏های در خطر همین بود...
March 14, 2006 | سه شنبه 23 اسفند 1384
Õبادکنک
خبر اوّل: ایران بزرگ‏ترین واردکننده‏ی کاندوم در خاورمیانه است.
خبر دوّم: ایران بیشترین تعداد کودکان ناخواسته را در میان کشورهای خاورمیانه دارد.
پ.ن: میگم چرا قیمت بادکنک اینقدر ارزونه!
March 13, 2006 | دوشنبه 22 اسفند 1384
Õحق مسلم ماست
شباهت دوست (دختر یا پسر) با انرژی هسته‏ای چیه؟
هر دو حق مسلم ماست...
پ.ن: آزادی، دموکراسی، برابری، عدالت، رفاه، امید به آینده، درمان رایگان، تحصیل رایگان، احترام، آسایش و... هیچ‏کدام حق مسلم ما نیست.
March 12, 2006 | یکشنبه 21 اسفند 1384
Õایالات متحده اسلامی آمریکا
March 11, 2006 | شنبه 20 اسفند 1384
ÕDream day
امروز روز جهانی آرزو و رویا است، بزرگ‏ترین و زیباترین آرزو رو بخواه...
پ.ن: بگذار تمام آسمان حدی برای پرواز رویاهای تو باشد.
March 10, 2006 | جمعه 19 اسفند 1384
Õتست بزن
کنکور 86 سازمان ملل متحد، رئیس‏جمهور مناسب برای ایران باید دارای چه خصوصیاتی باشد؟
الف. دزد، زبان‏باز، سیاست‏مدار، فاسد و ثروت‏دوست
ب. احمق، زبان‏دراز، تندرو و خرافاتی، طرفدار جنگ ولی پاک
ج. مهربان، محبوب، خوش رو و خوش‏تیپ، طرفدار آزادی و دموکراسی
د. هیچکدام
پ.ن: می‏تونستم اینجوری هم مطرح کنم:
الف. اکبر جوون
ب. محمود جوون
ج. دکتر خاتمی عزیزم
د. ولیعهد جوون ، نمی‏دونم چرا این هیچ‏وقت واسه من بزرگ نمیشه که شاه بشه.
March 9, 2006 | پنجشنبه 18 اسفند 1384
Õاشتباه بزرگ گالیله
نتایج جدیدترین تحقیقات و پیشرفته‏ترین پژوهش‏های سایت مطرود ثابت می‏کند که نظریه‏های قبلی در مورد چرخش زمین به دور خورشید و گردش زمین روی محور خودش کاملا غلط بوده و زمین و تمام اجرام آسمانی و همه‏ی عالم تنها دور یک نقطه و آن هم پائین تنه‏ی بشریت می‏چرخند.
پ.ن: حاضر به اثبات هستم...
March 8, 2006 | چهارشنبه 17 اسفند 1384
Õ8 March
امروز روزجهانی زن هست و به همین مناسبت در ایران، پلیس در پارک لاله (امسال پارک دانشجو)، زن‏ها رو با چوب و مشت خواهد زد.
پ.ن: شاید اگر ما مردها نبودیم دنیا جای بهتری برای زندگی بود.
March 7, 2006 | سه شنبه 16 اسفند 1384
ÕNever ask again
عشق تعریفی ندارد. نمی‏توان ترجمه یا تفسیرش کرد، نمی‏شود گرفت یا بخشیدش، مبنا ندارد، واحد ندارد پس نمی‏توان اندازه‏اش گرفت. مبدا یا مقصدی ندارد. شروع و پایانش یکیست. شرط نمی‏پذیرد. رنگ نمی‏گیرد. بویی ندارد. شیرین نیست امّا دلپذیر است. براق است. روان است، سیال است. نفوذ می‏کند امّا نفوذناپذیر است. گرم نیست امّا می‏سوزاند. سرد نیست امّا منجمد می‏کند. منعکس می‏شود، عشق جریان دارد. منتقل می‏شود و بیمار می‏کند. عشق نشانه ندارد. درمان ندارد. دارو ندارد. عشق پیوسته است، اعتمادپذیر است، خستگی نمی‏شناسد یک‏سره امید است. تازه است. کهنه نمی‏شود. عشق غریبه است امّا سریع‏تر از آنچه باور کنی آشنا می‏شود. گذشته و آینده‏اش نامعلوم‏اند. قهرمانی ندارد. پیروزی و شکستش یک نتیجه دارد. عشق مهمان نمی‏شود، میزبان است. عشق دستور نمی‏پذیرد، فرمان می‏دهد و قدرت‏نمایی می‏کند. هرکس همان‏طور که دوست دارد می‏بیندش.
عاشق دیوانه نیست. ترّحم نمی‏انگیزد. اشتباه نمی‏کند و ضرری نمی‏زند. عاشق شیفته است. فراموش‏کار است. بخشنده است. می‏بخشد و فراموش می‏کند. عاشق محو می‏شود. گم می‏شود و از پیدا شدن هراس دارد. عاشق شجاع است و در عین شهامت فرار می‏کند. عاشق از خود می‏گریزد و نمی‏خواهد به منطق مجالی برای نمایش دهد. عاشق بیگانه است. سنت‏ها را می‏شکند و ارزشی نمی‏شناسد. عاشق به زبان بیگانه‏ای سخن می‏گوید و در دنیای درونی خودش زندگی می‏کند. در ظلمت چیزهایی می‏بیند که مردم عادی در روشنایی نمی‏بینند. این‏چنین است که طرد می‏شود. عاشق منزوی می‏شود. قرنطینه‏اش می‏کنند تا بیماری درونش را گسترش ندهد. محصورش می‏کنند تا چشم مردم به خنده‏ها و گریه‏هایش عادت نکند.
این‏ها را برایت گفتم که اگر مرا دیدی که تنها سر می‏کنم هرچند که در میان هزاران انسان گم شده‏ام، به من ناسزا بگویی، دیوانه خطابم کنی. احمق بخوانیم امّا هرگز مپرسی که غریبه کیست، و چرا مطرود است!
March 6, 2006 | دوشنبه 15 اسفند 1384
Õذوب در احمدی‏نژاد

March 5, 2006 | یکشنبه 14 اسفند 1384
Õمصدق: شیر پیر
حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر افرازی میلیون‏ها ایرانی و نسل‏های متوالی این مملکت کوچک‏ترین ارزشی ندارد. از آنچه برایم پیش آمده هیچ تاسفی ندارم و یقین دارم وظیفه‏ی تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده‏ام. عمر من و شما و هرکس چند صباحی دیر یا زود به پایان می‏رسد. ولی آنچه می‏ماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است.
* او هفتاد سال برای آزادی نالید "دکتر علی شریعتی"
*من شاگرد مکتب ضد استعماری مصدقم. در مکتب دکتر مصدق درس آموختم. (جمال عبدالناصر)
*وجود نحیف دکتر مصدق از کوه البرز استوارتر و از نفت آبادان آتشی تر و سوزان تر است. (مجله تایم 1951)
*هنگامی که مصدق در ایران به اصلاحات اساسی دست زد, ما به وحشت افتادیم. این مرد که من به خود می بالم که او را دوست خود بنامم مردی دموکرات بود. ما با انگلیسی ها همدست شدیم تا او را از میان برداریم. در این راه توفیق یافتیم ولی از آن روز دیگر در خاور میانه از ما به نیکنامی یاد نشد. ( ویلیام داگلاس قاضی دیوان عالی ایالات متحده)
*خبر سقوط دکتر مصدق زمانی به من رسید که با همسر و پسرم در کشتی ای در میان جزایر یونان و در دریای مدیترانه مشغول استراحت بودیم. پس از مدتها آن شب خواب بسیار خوشی کردم. (آنتونی ایدن نخست وزیر اسبق انگلیس)
پ.ن: آرمان‏گراتر از آن بود که واقعیت اجازه می‏داد. شاید تعطیلی بیست و نه اسفند را لغو کنند، شاید اسمش را از روی خیابان‏ها و میدان‏ها بردارند، شاید لعن و نفرینش کنند امّا هرگز نمی‏توانند قهرمان را از قلب ما بگیرند...
** به مناسبت ۱۴ اسفند,سالگرد درگذشت دکتر محمد مصدق
March 4, 2006 | شنبه 13 اسفند 1384
ÕEHHMM
آیا می‏دونید معنای واقعی کلمه‏ی "اههمم" که در دستشویی‏ها زیاد استفاده میشه چیه؟
انرژی هسته‏ای حق مسلم ماست.
March 3, 2006 | جمعه 12 اسفند 1384
Õفراموش نکن
View image
پ.ن: عکس رو در یک پنجره‏ی جدا گذاشتم تا اگه فکر می‏کنی طاقت دیدنش رو نداری نری ببینی. فقط این یادت باشه که اگر باید بهش بگی دوستت دارم همین حالا این کار رو بکن. شاید یک لحظه‏ی بعد خیلی دیر باشه...
March 2, 2006 | پنجشنبه 11 اسفند 1384
Õغريبه
.پ.ن: من همون هستم كه نشستم اون بالا بالاها و به همه‏ی شما اون پائين می‏خندم * اشتباه نشه خدا نيستم، فقط يه غريبه هستم...
March 1, 2006 | چهارشنبه 10 اسفند 1384
Õزندگی
پ.ن: "مطرود" يعنی اين...
<< February 2006            April 2006 >>

   
 


پرواز هم دیگر رویای آن پرنده
نبود، دانه‏دانه پرهایش را چید تا
بر بال‏هایش خواب دیگری ببیند


آوای باد آوای خشکسالی‏ست
بگذار تا بگویم، تقدیر لاابالی‏ست
باید که عشق ورزید
باید که مهربان بود
زیرا که زنده ماندن
هر لحظه احتمالی‏ست



هستی تهی‏تر از آن است که به
دست آوردنی مرا زبون سازد
و من تهیدست‏تر از آنکه از
دست دادنی مرا بترساند


دلتنگ تو امروز شدم تا فردا
فردا شد و تو باز هم گفتی فردا
امروز دلم مانده و یک دنیا حرف
یک هیچ به نفع دل تو تا فردا


دل اسیر دوست، جان اسیر دل
دوست چه می‏داند، دل اسیر اوست


سنگینی باری که خدا بر دوش
آدمی می‏گذارد آن‏قدر زیاد نیست
که کمرمان را خم کند، آن‏قدر است
که ما را برای دعا کردن به زانو درآورد


 
   
   
   
 

                               

Send IM

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share