Network Friends

<< August 2006    September 2006     October 2006 >>
September 30, 2006 | شنبه 8 مهر 1385
ÕAll Word
وقتی باران می‏بارد، برای من و تو گاهی تمام دنیا زیر درخت کوچکی جمع می‏شود.
پ.ن: بعضی‏ها لیاقت عشق رو ندارند ولی عشق هم لیاقت بعضی‏ها را ندارد.
September 28, 2006 | پنجشنبه 6 مهر 1385
Õسرقت ادبی

پ.ن: دخترک معصومانه اشک می‏ریخت و پسر را می‏دید که پی لبخندی کودکانه می‏رفت.
September 26, 2006 | سه شنبه 4 مهر 1385
ÕWho can handle me
I love you but i'm not in love you
September 25, 2006 | دوشنبه 3 مهر 1385
Õاخوان

September 24, 2006 | یکشنبه 2 مهر 1385
ÕBlind Love
شیر نری دلباخته‏ی آهوی ماده شد. شیر نگران معشوق بود و می‏ترسید بوسیله‏ی حیوانات دیگر دریده شود. از دور مواظبش بود... پس چشم از آهو برنداشت تا یك بار كه از دور او را می نگریست، شیری را دید كه به آهو حمله كرد. فوری از جا پرید و جلو آمد دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت. با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد. و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو...
پ.ن: نقاشی‏ها هدیه‏ایست از یک دوست ناشناس...
September 23, 2006 | شنبه 1 مهر 1385
ÕHoly

و آنگاه تو فهمیدی که برایم بسیار بسیار مقدّسی... پ.ن: عزیزم گفتم مقدّس، امّا نکنه تو باورت بشه که مریم مقدّس هستی.
September 21, 2006 | پنجشنبه 30 شهریور 1385
Õروسپی

پ.ن: روسپی مهربان پولی نمی‏گرفت، دیگر فاحشگان شهر خراب صدایش می‏کردند...
September 20, 2006 | چهارشنبه 29 شهریور 1385
Õرفتگر
رفتگر جوانی عاشق دختری شد.
به كسی جرات گفتنش را نداشت.
دختر هم نمی‏دانست.
فقط صبح‏ها كوچه‏ی دختر را از هر جای ديگری تميزتر می‏كرد.
September 19, 2006 | سه شنبه 28 شهریور 1385
Õغم دارد

عشق غم دارد، بدون اشک چیزی کم دارد، عشق خسته است، عاشق بال و پرش شکسته است. عشق تنهاست، آخه احساس خداست...
September 18, 2006 | دوشنبه 27 شهریور 1385
Õقاب عکس
خوب که دقت کنی سایه‏ی مرا خواهی دید که همیشه در کنارت ایستاده‏ام، وظیفه‏ی من مراقبت از توست حتی در قاب عکس‏های کهنه...
September 17, 2006 | یکشنبه 26 شهریور 1385
ÕEmbrace
پ.ن: یکی شدن یعنی غرق شدن در احساس‏ها، یعنی پرواز تا بی‏نهایت‏ها، یعنی پایان رویا و ادامه‏اش در واقعیت‏ها...
September 16, 2006 | شنبه 25 شهریور 1385
ÕTear

پ.ن: و چشمانت بدون اشک ناتمام بود...
September 15, 2006 | جمعه 24 شهریور 1385
ÕHard Life
دختر: دیگه باید از زندگیم بری!
پسر: من که واق‏واق می‏کنم برات، بقیه پسرها رو چلاق می‏کنم برات، بذارم برم؟
دختر: آره، دیگه باید از زندگیم بری!
پسر: من که عرعر می‏کنم برات، خودم رو خر می‏کنم برات، بذارم برم؟
دختر: آره، دیگه باید از زندگیم بری!
...
...
...
پسر: من که قد‏قد می‏کنم برات، تخم طلا می‏کنم برات، بذارم برم؟
دختر: اگه قول بدی همیشه تخم طلا کنی برام، بمون...
September 14, 2006 | پنجشنبه 23 شهریور 1385
Õپیاده
داستان عشق من و تو مثل بازی شطرنجی بود که تو شاه بودی و من سرباز ساده‏ی پیاده که احمقانه سعی در وزیر شدن داشت.
September 13, 2006 | چهارشنبه 22 شهریور 1385
Õاستعداد

پ.ن: سر کلاس درس‏هایی مثل معارف اسلامی یا تاریخ اسلام استعداد‏های پنهان انسان‏ها شکفته و آشکار می‏شود...
September 12, 2006 | سه شنبه 21 شهریور 1385
ÕMINI MAL
عشق مثل رانندگی می‏مونه، اگه به کسی نزنی مطمئن باش یه نفر بهت می‏زنه...
پ.ن: عجیب دلم هوای بابا کرم دارد، این کمره یا شاه فنره، هاااااا بیااااا حاجی یه تکون، حاجی بتکون...
September 11, 2006 | دوشنبه 20 شهریور 1385
Õلجبازی
من کلی با این مردم حال می‏کنم وقتی می‏بینم که سی ساله دولت اسم میدان رو گذاشته "میدان نمازی" و مردم هنوز بهش میگن "سه راه مصدق"...
September 10, 2006 | یکشنبه 19 شهریور 1385
ÕHELP HELP
پ.ن: به یک عدد آغای هکر متدّین و متبحّر، ترجیحا چشم و گوش بسته با حقوق و مزایای عالی نیازمندیم.
September 9, 2006 | شنبه 18 شهریور 1385
Õیک جواب
عزیزم، دو حالت بیشتر وجود نداره، یا خیلی دوستت دارم یا خیلی ازت متنفرم. در هر دو حالت یک راه‏حل بیشتر وجود نداره، باید بکشمت...
September 8, 2006 | جمعه 17 شهریور 1385
ÕSMS
شب شد و خورشید غروب کرد. آفتاب‏گردان سرگردان شد و به جستجوی آفتاب برخواست. ناگهان ستاره را دید که برایش چشمک می‏زند، پس سرش را پائین انداخت و زمزمه‏کنان گفت: گلها هرگز خیانت نمی‏کنند...
September 7, 2006 | پنجشنبه 16 شهریور 1385
Õبدون شرح
عشق لیلی و مجنون که ارزشی ندارد، وقتی مطمئن باشی که معشوقه از آن توست که دیگر عشق معنایی ندارد.
عشق وقتی عشق است که داستان فرهاد و شیرین باشد، شیرین به خسرو مشغول باشد و فرهاد با یاد شیرین بسوزد، بمیرد.
عشق اگر سوختن نداشته باشد، با اشک غریبه باشد، انتهایش مرگ در انتظار عاشق نباشد که دیگر عشق نیست...
پ.ن: عزیز جان، عشق باید خرکی باشد، آدم‏ها که عشق سرشان نمی‏شود.
September 6, 2006 | چهارشنبه 15 شهریور 1385
Õlove it
بزرگ‏ترین اشتباه تو این بود که فکر کردی من عاشقت هستم، نه عزیزم من دیوانه‏وار عاشق "عشق" بودم.
پ.ن: عاشق بودن لیاقت می‏خواهد که خیلی‏ها ندارند...
September 5, 2006 | سه شنبه 14 شهریور 1385
Õروح
تفاوت بزرگیست میان فاحشگان باکره و باکره‏های فاحشه، کسانی که در عین باکره‏گی فاحشگان پست و دوره‏گردی بیش نیستند. کسانی که روح می‏فروشند...
September 4, 2006 | دوشنبه 13 شهریور 1385
ÕCut it
دلم هوای شمال داره، دلم می‏خواد کنار ساحل آروم آروم راه برم، موج‏ها بیان و برن... بارون شروع کنه نم‏نم به باریدن و من همین‏طور برم و برم و آرزو کنم که شاید یه جایی یه روز ساحل تموم بشه و پرتگاه عمیقی شروع بشه...
September 3, 2006 | یکشنبه 12 شهریور 1385
Õسوارکار
یادته می‏گفتی من مثل یه اسب وحشی سرکش و گریزپا هستم. یادته می‏گفتی فقط بهترین سوارکار این شهر می‏تونه تو رو رام خودش کنه. یادته وقتی این‏ حرف‏ها رو تو گوشم زمزمه می‏کردی با دست‏های گرمت آروم موهام رو نوازش می‏کردی. تو چیزی نمی‏گفتی امّا من تو چشمات می‏دیدم که می‏خوای رامم کنی.
حالا کجایی عزیزم که ببینی این اسب سرکش چطور تو این دشت پهناور سرنوشت تنها می‏تازه و تو نیستی که رکاب بگیری...
September 2, 2006 | شنبه 11 شهریور 1385
Õبا چه سازتون برقصم
اگه عاشق باشی میگن دیوووونه است. اگه عاشق نباشی میگن همه پسرها همین هستن و احساس سرشون نمیشه.
اگه همه زندگیت رو، غرورت رو، قلبت رو، فکرت رو و... به پاهاش بریزی، میگن احمقی. اگه چیزی رو فدای عشق نکنی میگن عاشقی بلد نیست، رسم مجنون بودن رو نمی‏دونه...
<< August 2006            October 2006 >>

   
 


ردپایت را دنبال می‏کنم
از تو دور می‏شوم
شاید کفش‏ هایت را
برعکس پوشیده ‏ای


افسوس هرچه کردم
مردم بفهمند فقط خندیدند


بگذار آدم‏ها تا می‏توانند سنگ
باشند، تو از نژاد چشمه باش


خدایا، من اگر بد کنم تو را
بندگان خوب فراوان است
تو اگر مدارا نکنی مرا
خدای دیگر کجاست؟


زندگی کوتاه‏تر از آن است
که عشق ورزیدن را برای
لحظه‏ی آخر بگذاریم


خدایا، مگذار آنچه را که
حق می‏دانم به خاطر آنچه که
دیگران بد می‏دانند کتمان کنم


 
   
   
   
 

                               

Send IM

matroud@gmail.com

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share