Network Friends

<< November 2006    December 2006     January 2007 >>
December 31, 2006 | یکشنبه 10 دی 1385
ÕFrench Kiss

من دیوانه‏ی آن لحظاتی هستم که چشم در چشم، نفس‏هایمان به شماره می‏افتد و ما بی‏هیچ کلامی، بی‏هیچ اشاره‏ای خواهش بوسه‏های پایان‏ناپذیرمان را با یک بوسه جدید اجابت می‏کنیم.
December 30, 2006 | شنبه 9 دی 1385
Õ...
کاش می‏شد به "دوستت دارم‏هایمان" هم نمک می‏بستیم تا نکند کسی چشمش کند.
December 29, 2006 | جمعه 8 دی 1385
ÕPlease Wait
خدا کنه آدم جیش داشته باشه اما منتظر تلفن نباشه


December 28, 2006 | پنجشنبه 7 دی 1385
Õعشق و سپاس
و هیچ‏کس نمی‏داند چه احساسی دارد بیدار ماندن و منتظر بودن تا صبح، وقتی که فاحشه‏ی جوان خسته از کار شبانه به خانه برمی‏گردد و سرک کشیدن از کنار پنجره‏ی اتاق تا ببینمش در آغوش شوهرش.
پ.ن: هیچ‏کدامتان نمی‏فهمید، هرگز عشقی به زیبایی عشق مرد همسایه به همسر جوان فاحشه‏اش ندیدم، صبح‏ها که تا سر کوچه به انتظارش می‏رفت، نگرانیش وقتی که دیر می‏کرد، لباس گرمی که همراه می‏برد تا لباس کار نازکش را بپوشاند و عشقی که در چشمانش موج می‏زد، عشق و سپاس، باور کنید که چون ندیدید هرگز نخواهید ‏فهمید...
December 26, 2006 | سه شنبه 5 دی 1385
Õرفتگر محل ما
رفتگر محل ما کند ذهن است، دقیق‏تر بگویم عقب‏مانده ذهنیست. مودبانه‏اش می‏شود معلول فکری و عامیانه‏اش می‏شود منگل.
رفتگر محل ما معلول حرکتی هم هست، دقیق‏تر بگویم نیمی از بدنش فلج است. مودبانه‏اش می‏شود معلول حرکنی و عامیانه‏اش می‏شود افلیج.
رفتگر محل ما پول ندارد، دقیق‏تر بگویم هیچ‏چیز ندارد. مودبانه‏اش می‏شود محتاج و عامیانه‏اش می‏شود گدا.
رفتگر محل ما زن دارد، دقیق‏تر بگویم دو تا زن دارد، مودبانه‏اش می‏شود خیلی متاهل و عامیانه‏اش می‏شود؟


پ.ن: رفتگر محل ما یک شلوار بیشتر ندارد آن را هم از شهرداری گرفته است، پس چطور شلوارش دو تا شده است!
December 25, 2006 | دوشنبه 4 دی 1385
ÕShrek 3
حذف شد

December 24, 2006 | یکشنبه 3 دی 1385
ÕGracious
او مهربان است، آنقدر زیاد که دلش نمی‏آید ابراز عشق هیچ‏کس را بی‏پاسخ بگذارد.
چه کنم؟ خودم هم خوب می‏دانم که هیچ‏کس را به جرم مهربانی گردن نمی‏زنند!
December 23, 2006 | شنبه 2 دی 1385
ÕMy Lord
" و چون بندگانم از دوری و نزدیکی من پرسند، باید بدانند که من به آنها نزدیک خواهم بود" بقره 186


December 21, 2006 | پنجشنبه 30 آذر 1385
ÕChess

در بازی عشق "کاسپاروف" بودن هم سودی ندارد.

December 20, 2006 | چهارشنبه 29 آذر 1385
ÕOld English
وقتی ... وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی‏توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن "مثل تنها زندگی کردن" "مثل تنها مردن است"

یه ضرب‏المثل انگلیسی میگه: کسی که ادعای دوست داشتنت رو داره رها کن، اگه عاشقت باشه حتما دنبالت میاد. * احمقانه‏ترین چیزی که شنیدم همین بود...
December 19, 2006 | سه شنبه 28 آذر 1385
Õتقسیم

پ.ن:بزرگ‏ترین نگرانی زندگی آینده من شاید این باشد که آیا می‏توانم فرزندم را دوست بدارم؟ کودکی که خواه‏ناخواه می‏تواند از عشق من به همسرم بکاهد!
December 18, 2006 | دوشنبه 27 آذر 1385
ÕBeauteous
یک سوال شش سال است که برایم بی‏جواب مانده، چرا وقتی تو را دوست داشتم حتی "نیکول کیدمن" هم در نظرم زیباتر از تو نبود؟
December 17, 2006 | یکشنبه 26 آذر 1385
ÕRun Forest, Run
و ديگر جوان نمی‏شوم نه به وعده‏ی عشق و نه به وعده‏ی چشمان تو و ديگر به شوق نمی‏آيم نه در بازی باد و نه در رقص گيسوان تو
پ.ن: فیلم رادیو رو دیدید؟ این روزها، آرزو می‏کنم کسی بود تا در لحظاتی که کم میارم، صدام کنه و بهم بگه: "بدو فورست، بدو، من مطمئنم که تو می‏تونی.
December 16, 2006 | شنبه 25 آذر 1385
Õسکوت
نسل من و تو را چه می‏شود نامید؟
نسل انقلاب؟
نسل جنگ؟
نسل اصلاحات؟
نه، من و تو نسلی هستیم سوخته، نسل سوخته!
پ.ن: تمام سهم من از دموکراسی یک برگ رای نیست، سکوتیست که یک روز فریاد می‏شود...
December 14, 2006 | پنجشنبه 23 آذر 1385
ÕPunk

کول بار آرزوهات رو دوشت، تا کجاها رفتی با پای پياده؟ رفتی و به هرچی خواستی نرسيدی، متاسفم برات ای دل ساده!
پ.ن: مگه بده که دلم بخواد یه پانک باشم؟ یه پانک تنها، با کوله‏پشتیش پیاده در جاده‏ای که انتهایی برایش نیست. یک پانک خسته امّا طغیان‏گر...
December 13, 2006 | چهارشنبه 22 آذر 1385
ÕRemiss
ما همیشه بلندترها را می‏شنویم، پررنگ‏ترها را می‏بینیم و سخت‏ترها را می‏خواهیم
غافل از اینکه
عشق
ساده می‏آید، بی‏رنگ می‏ماند و بی‏صدا می‏رود.
December 11, 2006 | دوشنبه 20 آذر 1385
ÕAbility
من پسر بزرگی هستم، آنقدر بزرگ شده‏ام که وقتی قلبم را شکستی و رفتی، هرگز گریه نکردم.
من مرد کوچکی هستم، آنقدر کوچک که وقتی غرورم را شکستی و با دیگری رفتی، هرگز شکایتی نکردم.
امّا من انسان دلسوزی هستم، آنقدر دلسوز که دلم برایت می‏سوزد وقتی تو را با اویی می‏بینم، که لیاقت تو را ندارد...
December 10, 2006 | یکشنبه 19 آذر 1385
ÕForever Together

پ.ن: خدایا، چگونه زیستن را تو به من بیاموز. چگونه مردن را خود خواهم آموخت... " استاد شریعتی "

December 8, 2006 | جمعه 17 آذر 1385
Õبه‏خاطر یک مشت دلار

فکر می‏کردم می‏توانم فاحشه‏ی کوچک شهر را قصه‏ی عشق بیاموزم، اما نمی‏دانستم پول دشمن نامردیست... پ.ن: عکس از این سایت.
December 6, 2006 | چهارشنبه 15 آذر 1385
ÕPrinciple Of Lust
پیش‏نوشت: من عاشق متن این آهنگ انیگما شدم، اسمش هست: "حقیقت شهوت"


she’s you lover now I’m changed forever
all the harm she can do all the love is for you
her heart is made of cherry pie
every beat is a fruity lie
her breath smells like sweet bread
even when she’s giving head
her breath smells like sweet bread
even when she’s giving head
there’s no need for words to say
the game that moves as you play
the principle of lust is the one you can trust in the end
the principle of lust is the one you can trust in the end
there’s no need for words to say
the game that moves as you play


the principle of lust is the one you can trust in the end
the principle of lust is the one you can trust in the end
what does a man make wonder
what does a man make roll
what does a man make murder
what makes him sell his soul
there’s no need for words to say
the game that moves as you play
the principle of lust is the one you can trust in the end
the principle of lust is the one you can trust in the end
you are one of the chosen few
but love sucks as i always knew
but without love you got to face the end
a fact that i that i now understand
all love is beyond interpretation
too high to climb the walls of explanation
all love is beyond interpretation
too high to climb the walls of explanation
all love is beyond interpretation
too high to climb the walls of explanation
the principle of lust is the one you can trust in the end
the principle of lust is the one you can trust in the end
the principle of lust is the one you can trust in the end
the principle of lust is the one you can trust in the end
the principle of lust is the one you can trust in the end
you are one of the chosen few
the principle of lust is the one you can trust in the end
but love sucks as i always knew
the principle of lust is the one you can trust in the end
but without love you got to face the end
the principle of lust is the one you can trust in the end
a fact that i that i now understand
the principle of lust is the one you can trust in the end
all love is beyond interpretation
the principle of lust is the one you can trust in the end
too high to climb the walls of explanation
the principle of lust is the one you can trust in the end


December 4, 2006 | دوشنبه 13 آذر 1385
ÕSmile
لبخند میزنی، لبخند میزنم. پشت لبخندم پنهان می‏شوم. تمام درونم نابود می‏شود و لبخند می‏زنم. می‏دانم دیگر حرف‏هایم معجزه نمی‏کند... با کدام واژه بگویم؟ دلم تنگ می‏شود، دلم می‏گیرد... خسته‏تر از آنم که تقلا کنم...

December 3, 2006 | یکشنبه 12 آذر 1385
ÕHalf Life

زندگی من ترکیب ساده‏ایست از دو رنگ سیاه و سفید، سیاهی‏هایش از من است، سفیدی‏هایش از توست. زندگی من دو بخش بیشتر ندارد، روشنایی و تاریکی. روشنایی‏هایش را تو هدیه کردی و تاریکی‏هایش‏ شاهکارهای خودم هستند. زندگی من ساده است، تعریفش ساده است، توصیفش ساده است. زندگی من دو لحظه بیشتر ندارد، وقتی که تو را دوست دارم و وقتی که تو را خیلی دوست دارم، همین.
<< November 2006            January 2007 >>

   
 


ردپایت را دنبال می‏کنم
از تو دور می‏شوم
شاید کفش‏ هایت را
برعکس پوشیده ‏ای


افسوس هرچه کردم
مردم بفهمند فقط خندیدند


بگذار آدم‏ها تا می‏توانند سنگ
باشند، تو از نژاد چشمه باش


خدایا، من اگر بد کنم تو را
بندگان خوب فراوان است
تو اگر مدارا نکنی مرا
خدای دیگر کجاست؟


زندگی کوتاه‏تر از آن است
که عشق ورزیدن را برای
لحظه‏ی آخر بگذاریم


خدایا، مگذار آنچه را که
حق می‏دانم به خاطر آنچه که
دیگران بد می‏دانند کتمان کنم


 
   
   
   
 

                               

Send IM

matroud@gmail.com

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share