Network Friends

January 23, 2007 | سه شنبه 3 بهمن 1385
Õافسوس
یک صحبت ساده دانشجوئی:
من: نظرتون راجع به این کتاب چیه؟
دانشجو سال سوم معماری (با لحن فلسفی استادانه): از کی هست، بگذارید ببینم. میش... میشل آن... میشل آنزززو؟ تا حالا اسمش رو نشنیدم!
من: نخیر "میکل آنژ"، این کتاب طرح‏های اولیه مجسمه‏های میکل آنژ هست.
دانشجو سال سوم معماری (با لحن تحقیر آمیز): عجب، این میکل آنژ "مجسمه‏ساز" بوده؟
من: خیر "مرده شور" بوده...
   
 


پرواز هم دیگر رویای آن پرنده
نبود، دانه‏دانه پرهایش را چید تا
بر بال‏هایش خواب دیگری ببیند


آوای باد آوای خشکسالی‏ست
بگذار تا بگویم، تقدیر لاابالی‏ست
باید که عشق ورزید
باید که مهربان بود
زیرا که زنده ماندن
هر لحظه احتمالی‏ست



هستی تهی‏تر از آن است که به
دست آوردنی مرا زبون سازد
و من تهیدست‏تر از آنکه از
دست دادنی مرا بترساند


دلتنگ تو امروز شدم تا فردا
فردا شد و تو باز هم گفتی فردا
امروز دلم مانده و یک دنیا حرف
یک هیچ به نفع دل تو تا فردا


دل اسیر دوست، جان اسیر دل
دوست چه می‏داند، دل اسیر اوست


سنگینی باری که خدا بر دوش
آدمی می‏گذارد آن‏قدر زیاد نیست
که کمرمان را خم کند، آن‏قدر است
که ما را برای دعا کردن به زانو درآورد


 
   
   
   
 

                               

Send IM

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share