Network Friends

 http://feeds.feedburner.com/Matroud
<< February 2007    March 2007     April 2007 >>
March 31, 2007 | شنبه 11 فروردین 1386
Õ ع ش ق
امروز هوا خوب است، عزیزم دوست داری ببرمت یک جای خوش منظره و سبز و خرم، تا بدون استرس زندگی شهری و آزادانه، برای خودت بچری؟
March 29, 2007 | پنجشنبه 9 فروردین 1386
ÕP o K e r
عشق من با اون بازی پوکر بود، اون با اعتماد به‏نفس تمام رو دست خالی بلوف می‏زد، امّا نمی‏دونست من قبل از اینکه ورق‏ها رو بچینه دستش رو خوندم.
کاش می‏دونست برنده‏ها با دست حریفشون بازی می‏کنن.
March 28, 2007 | چهارشنبه 8 فروردین 1386
ÕLife
دلایل زیادی برای شاد بودن دارم، برای احساس کردن خوشبختی‏هایی که گاه نمی‏بینمشان.
راه رفتن زیر باران بهاری خودش به تنهایی خوشبختیست، امّا وقتی می‏بینم دیگرانی را که به بودنم و به داشته‏هایم حسودی می‏کنند، دلم می‏سوزد، دلم برای خودم می‏سوزد که میان فرومایگان زندگی می‏کنم.
March 27, 2007 | سه شنبه 7 فروردین 1386
Õخودش به من گفت
"هر انقلابی تا وقتی انقلابیست که پیروز نشده باشد"
این حرف را یک روز چه‏‏گوارا در کوهستان‏های بولیوی به من گفت، وقتی که از او پرسیدم چرا هیچ انقلابی را تا پایان همراهی نمی‏کند.
March 25, 2007 | یکشنبه 5 فروردین 1386
ÕWall Hanging
روی دیوار نوشته بود:

" خدایا من که آدم شدم، پس چرا برنگشت! "

March 22, 2007 | پنجشنبه 2 فروردین 1386
Õمرگ بر آزادی
من و تو مثل دو تا ماهی‏قرمز زیبا، وسط سفره هفت‏سین. دنیامون اون‏قدر کوچیکه و ما به هم اون‏قدر نزدیک، که هیچ‏ ترسی از گم شدن و گم کردن نیست.
امّا من از اون روزی می‏ترسم که آدم‏ها بخوان ما رو توی رودخونه رها کنن، من و تو دو تا ماهی قرمز کوچولو وسط اون دریای بزرگ، ترس از گم شدن، ترس از گم کردنت. کاش رهایی هرگز نمی‏رسید...

March 20, 2007 | سه شنبه 29 اسفند 1385
Õروز نو شد
امشب زود خواهم خوابید، شاید که لحظه‏ی تحویل سال، خواب تو را ببینم.

March 18, 2007 | یکشنبه 27 اسفند 1385
Õالاق
عزیز من روز قیامت مطمئن باش خدا از حق خودش میگذره اما از حق الناس نمی‏گذره، حالا هی تو برو نماز بخون!
پ.ن: الاق احمق‏ترین الاغ در بین هم‏نوعانش است. "لغت‏نامه دهخدا"
March 17, 2007 | شنبه 26 اسفند 1385
Õشهریار شب
امشب می‏خواهم شهريار شبت باشم، امشب می‏خواهم جامت را لبريز باده كنم.
جامه شهرزاد بر تن كرده‏ام تا هزار و يكشب، هزار و يكبار ببوسمت و ببويمت.
امشب روح جهان, بودن توست وجود توست .صدای تو و ترانه توست.
امشب فرشته‏ها با من نجوا كرده‏اند و اسرار خويش را بر من گشوده‏اند. می‏گويند خداوند دروازه‏های بهشتش را برای ساعتی باز كرده است، شتاب كن بیا از دروازه‏های طلايی‏اش بگذريم.
بيا دستی به جام باده و دستی به زلف يار خرامان و خندان ابديت را اشاره‏گر باشيم. عزيز دلم بیا، عزيز دلم...

March 15, 2007 | پنجشنبه 24 اسفند 1385
Õتوئی که نمی‏شناسمت
كدامین ابلیس
تو را
این چنین
به گفتن نه
وسوسه می كند؟
"حمید مصدق"

پ.ن: برای کسی که به خاطرم آورد خدا همين نزديکیست.

March 14, 2007 | چهارشنبه 23 اسفند 1385
Õساده نیست
دیشب می‏خواستم میان آن همه انفجار و نور، چهره‏ات را مجسم کنم امّا نشد.
وسط اتاقم اشک می‏ریختم، دست خودم نبود، آخر بعد رفتنت من با خیالت زنده بودم.
March 13, 2007 | سه شنبه 22 اسفند 1385
Õرفتن و تنها ماندن
مردم می‏میرند به همین سادگی و تو هرگز نمی‏توانی باور کنی کسی را که دوست داری یک روز از دست می‏دهی.
برای همین است که من خودخواهی می‏کنم و دوست دارم زودتر از او بمیرم.
به کسی نگوئید امّا از تنها ماندن می‏ترسم.
March 12, 2007 | دوشنبه 21 اسفند 1385
Õبه همین سادگی
قسم خورده بودم که اگه بری، بی تو می‏میرم.
تو رفتی و دلم مرد.
March 11, 2007 | یکشنبه 20 اسفند 1385
Õریرا
همین است که هست
مرا ری‏رای رفته بازنهاد و
تو را ترانه خوانی
که خواب از دو دیده‏ی بامداد گرفته بود
هی دختر هفت دریای پری‏پوش
سرانجام دیدی
...
مساوی شدیم
"سید علی صالحی"

پ.ن: وقتش که بگذرد
بعضی حرف‏ها را دیگر نمی‏توان گفت،
مثل "دوستش داشتم‏" ها را...

March 10, 2007 | شنبه 19 اسفند 1385
Õ8 March
شعار من اين است: اگر هوای آزادی را داشته باشی، حقيقت هوای خودش را خواهد داشت...
پ.ن: من بیشتر از اینکه دلم برای زنانی که کتک خوردند بسوزد، دلم برای زن‏های پلیسی که هویت‏شان را به نان شب فروختند می‏سوزد.
March 8, 2007 | پنجشنبه 17 اسفند 1385
Õعشق دو لب



March 8, 2007 | پنجشنبه 17 اسفند 1385
Õجالوت
ورق‏های تاروت را روی میز می‏چینم، الهه‏ی خیانت در کنار فرشته‏ی مرگ می‏نشیند.
می‏ترسم، هنوز هم چشم پادشاه شمشیر به دنبال اوست...

پ.ن: لعنت به این کارت‏های رنگارنگ، دیوان حافظم کجاست؟

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

March 7, 2007 | چهارشنبه 16 اسفند 1385
ÕJust Do It
دستشویی‏های مترو زوریخ را دوست داشتم، می‏توانستم ساعت‏ها بی‏هیچ مزاحمی بنشینم، مجله بخوانم و به آدم‏هایی که صدایشان را آن بیرون می‏شنوم فکر کنم.
می‏توانستم داستان زندگی هرکدامشان را تصور کنم.

پ.ن: نوستالوژی‏های من همین چیزهای ساده است. اشکالی دارد؟
March 6, 2007 | سه شنبه 15 اسفند 1385
ÕNO
وقتی که شانه‏هایم در زیر بار حادثه می‏شکست
یک لحظه از خیال پریشان من گذشت
بر شانه‏های تو
می‏شد که سر گذاشت

از روبرو شدن با او می‏گریزد، می‏ترسد از آن لحظه، می‏ترسد ساده‏تر از آنچه که می‏تواند ببخشدش.
March 5, 2007 | دوشنبه 14 اسفند 1385
ÕSecond Life: your world, your imagination
در زندگی مجازیم من یک قهرمان تنیس هستم که شرکتی برای طراحی قایق‏های تفریحی دارد.
در دنیای مجازیم هر شب با دوست دختر روسی‏ام به کلوپ می‏روم و از اینکه دوست د‏ختری فشن دارم لذت می‏برم.

پ.ن: این روزها احساس می‏کنم که خود مجازیم را بیشتر از واقعیت‏هایم دوست دارم.
March 4, 2007 | یکشنبه 13 اسفند 1385
Õفریاد سکوت
می‏پرسد چرا سکوت کرده‏ای؟
به چشمانم نگاه کن تا صدای فریادهایم را بشنوی...
March 3, 2007 | شنبه 12 اسفند 1385
Õآیوپاک
من بودم و او بود و کاتالیزوری که ما را با هم ترکیب کند، حالا من تنها مانده‏ام و از خودم بارها می‏پرسم که چرا او نمی‏دانست نباید به کاتالیزورها پیوند داد.
March 1, 2007 | پنجشنبه 10 اسفند 1385
Õنجابت
دلم برای وفاداری‏های عاشقانه‏ام تنگ شده است.
رفتنش تنها پایان قصه‏ی عاشقیم نبود، رفت و نجابت‏های عاشقانه‏ام را هم با خودش برد...
<< February 2007            April 2007 >>

   
 


پرواز هم دیگر رویای آن پرنده
نبود، دانه‏دانه پرهایش را چید تا
بر بال‏هایش خواب دیگری ببیند


آوای باد آوای خشکسالی‏ست
بگذار تا بگویم، تقدیر لاابالی‏ست
باید که عشق ورزید
باید که مهربان بود
زیرا که زنده ماندن
هر لحظه احتمالی‏ست



هستی تهی‏تر از آن است که به
دست آوردنی مرا زبون سازد
و من تهیدست‏تر از آنکه از
دست دادنی مرا بترساند


دلتنگ تو امروز شدم تا فردا
فردا شد و تو باز هم گفتی فردا
امروز دلم مانده و یک دنیا حرف
یک هیچ به نفع دل تو تا فردا


دل اسیر دوست، جان اسیر دل
دوست چه می‏داند، دل اسیر اوست


سنگینی باری که خدا بر دوش
آدمی می‏گذارد آن‏قدر زیاد نیست
که کمرمان را خم کند، آن‏قدر است
که ما را برای دعا کردن به زانو درآورد


 
   
   
   
 

                               

Send IM

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share