Network Friends

<< December 2007    January 2008     February 2008 >>
January 31, 2008 | پنجشنبه 11 بهمن 1386
Õقطره ‏قطره
پرسیدی عشق سیخی چند؟
برای تو که کیلویی عشق می‏خری، مفت. برای من که قطره قطره عشق گدایی کرده‏ام، بسیار.
January 27, 2008 | یکشنبه 7 بهمن 1386
Õمشق زندگی
پسرک ‏گفت: عاشق‏ها زود می‏میرند.
دخترک هزار بار نوشت: وقتی که عاشق نباشی، زندگی تمرین مشق مرگ می‏شود.
January 23, 2008 | چهارشنبه 3 بهمن 1386
ÕThe I Inside
در آغوشش بگیر قبل از آنکه در آغوشت بگیرند.
January 22, 2008 | سه شنبه 2 بهمن 1386
Õ2H+O=H2O
اصل عشق بود و استثنا خیانت، در این معادله مرگ را حساب نکرده بودیم.
January 20, 2008 | یکشنبه 30 دی 1386
Õارباب گناهکار
گاه‏گاهی خدا آنقدر هوس‏باز می‏شود که بندگانش را آسوده به قربان‏گاه می‏سپارد.
January 17, 2008 | پنجشنبه 27 دی 1386
Õنصیحت
فاحشه‏ی پیر می‏گفت: تنم را به پول غریبه‏ها فروختم ولی روحم را هرگز به غریبه‏ای نسپردم.
January 16, 2008 | چهارشنبه 26 دی 1386
Õبرابری یا برادری
مسئله این است:
تساوی حقوق مرد و زن یا تشابه حقوق مرد و زن ؟

January 15, 2008 | سه شنبه 25 دی 1386
Õبی‏خاطره
من بودم و تنهایی و خاطره‏ی تو.
کسی آمد، مرا برد، تنهایی‏ام را گرفت و خاطره‏ات باقی ماند.
January 13, 2008 | یکشنبه 23 دی 1386
Õ<...>
من عاشق یک رویا شده‏ام، خیالت راحت باشد در خواب نمی‏شود خیانت کرد.
January 12, 2008 | شنبه 22 دی 1386
Õآدم برفی
او شال‏گردنش را به آدم برفی هدیه می‏کند و من قلبم را.
من خون گرم به رگ‏های آدم برفی خواهم رساند تا بفهمد با حرارت عشق آب شدن چقدر با گرمای آفتاب تفاوت دارد.
January 10, 2008 | پنجشنبه 20 دی 1386
Õتو هم با ما نبودی
من هم با او نبودم...

January 9, 2008 | چهارشنبه 19 دی 1386
Õرایحه‏
من آدم برفی زیبایی هستم در حیاط خانه‏ات، شب تو شال گردن پشمی‏ات را بدور گردنم خواهی انداخت و نخواهی فهمید که من تا صبح از بوی شال گردنت آب خواهم شد.
January 8, 2008 | سه شنبه 18 دی 1386
ÕDon't Be ...
و من کیستم؟
مردی که پشت دیوار معشوقه‏هایش پنهان گشته است.
پ.ن: آری، پرنده‏ها هرگز از پرواز کردن نمی‏ترسند...
January 7, 2008 | دوشنبه 17 دی 1386
ÕSnow Tiger
برف می‏بارد، به آخر خیابان رسیده‏ام، پشت سرم را نگاه می‏کنم تا رد پای تنهایی را ببینم که از دوردست‏ها شروع شده است.

January 6, 2008 | یکشنبه 16 دی 1386
ÕHeat lighting
دلم هوس صاعقه کرده است، از آن رعد و برق‏ها که او را از ترس می‏پراند تا آغوش امن من.
January 5, 2008 | شنبه 15 دی 1386
ÕMr lonely
و کدامین عذاب از این دردناک‏تر که من رسم عاشقی، فراموش کرده‏ام.
<< December 2007            February 2008 >>

   
 


ردپایت را دنبال می‏کنم
از تو دور می‏شوم
شاید کفش‏ هایت را
برعکس پوشیده ‏ای


افسوس هرچه کردم
مردم بفهمند فقط خندیدند


بگذار آدم‏ها تا می‏توانند سنگ
باشند، تو از نژاد چشمه باش


خدایا، من اگر بد کنم تو را
بندگان خوب فراوان است
تو اگر مدارا نکنی مرا
خدای دیگر کجاست؟


زندگی کوتاه‏تر از آن است
که عشق ورزیدن را برای
لحظه‏ی آخر بگذاریم


خدایا، مگذار آنچه را که
حق می‏دانم به خاطر آنچه که
دیگران بد می‏دانند کتمان کنم


 
   
   
   
 

                               

Send IM

matroud@gmail.com

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share