Network Friends

<< January 2008    February 2008     March 2008 >>
February 28, 2008 | پنجشنبه 9 اسفند 1386
ÕNo Love
و گاهی آرزو میکنم کاش هیچ‏کس دوستم نداشت...
February 27, 2008 | چهارشنبه 8 اسفند 1386
Õتاریک‏ خانه
همه از تاریکی می‏ترسند، چون خاطره‏ای در تاریکی ندارند.
من از تاریکی نمی‏ترسم، تاریکی منشاء تمام خاطرات زیبایم است.
February 26, 2008 | سه شنبه 7 اسفند 1386
ÕSo So
و خدا فراموش کرد از روح خودش در زن بدمد، همین شد که زنان مهربان‏تر شدند.
February 25, 2008 | دوشنبه 6 اسفند 1386
ÕAmor Eterno
از نظر من، او بی‏وفاست. از نظر او، پسری که دوست می‏دارد بی‏وفاست و از نظر پسرک، دختری که مرا دوست دارد بی‏وفاست.

پ.ن: و عشق داستان بی‏وفایی ما به معشوقه‏ی دیگریست.
February 24, 2008 | یکشنبه 5 اسفند 1386
ÕG.O.D
و من به خدایی وفادارم که مظهر بی‏وفایی به بندگانش است.
February 21, 2008 | پنجشنبه 2 اسفند 1386
ÕMaking Love
پسرک هر روز به جزیره‏ی عشاق می‏رفت و زیر درخت کوچکی با یاد او عشق بازی می‏کرد. در همین رفت و آمدها عاشق دختر تنهای درخت کناری شد.
February 20, 2008 | چهارشنبه 1 اسفند 1386
Õخواب و بیدار
خنجرم را زیر لباس پنهان کرده‏ام، امشب که به خوابم بیاید، خودم را خواهم ‏کشت.
February 18, 2008 | دوشنبه 29 بهمن 1386
ÕNobody
یکی بود یکی نبود، شب خاطره انگیزی بود که جز من و اون، هیچ‏کس حتی خدا تو آغوش ما نبود.

February 17, 2008 | یکشنبه 28 بهمن 1386
ÕD.B.C
من مشق عاشقی نمی‏دانستم، او رسم عاشق ماندن نمی‏دانست.
همین است که قصه‏ی عشق ما خواب‏آور شد.
February 14, 2008 | پنجشنبه 25 بهمن 1386
ÕWall in Time
نیمه‏شب والنتاین را باید تنها در وسط خیابان راه رفت و به تمام کسانی که حدس می‏زنی هیچ‏کس آن شب قصه‏ی عشقی برایشان نمی‏خواند، تبریک گفت.
February 13, 2008 | چهارشنبه 24 بهمن 1386
ÕHeresy
می‏گویند خدا را ندیده باید پرستید. من که تو را دیدم و پرستیدم، چگونه کافر شوم؟
February 11, 2008 | دوشنبه 22 بهمن 1386
Õ. : .
او در خواب‏هایم نیز مهربان نیست.
February 10, 2008 | یکشنبه 21 بهمن 1386
ÕMr & Miss
اگر او بود، دو تایی می‏رفتیم آفریقای جنوبی. اسم‏مان را هم عوض می‏کردیم می‏گذاشتیم آقا و خانم جوزف.
هرکسی هم می‏پرسید اهل کجائید، جواب می‏دادیم: قطب جنوب.
اگر او بود...
February 7, 2008 | پنجشنبه 18 بهمن 1386
Õرقیب
آنقدر به رقیبان اطراف عشقش اهمیت داد که خود عشقش را از یاد برد.
February 6, 2008 | چهارشنبه 17 بهمن 1386
ÕMiss Hug
و هرگز نفهمید صبح‏ها جای چه کسی در آغوشش خالیست...
February 5, 2008 | سه شنبه 16 بهمن 1386
Õنیمه‏شب
شب‏ها کابوس می‏بینم تا فرصتی برای دیدن رویای او نباشد.

February 4, 2008 | دوشنبه 15 بهمن 1386
ÕAll True
می‏پرسد همه چیز خوب است، می‏گویم: همه چیز عالیست، جز اینکه نمی‏دانم چطور به تو بگویم دوستت دارم.
February 3, 2008 | یکشنبه 14 بهمن 1386
ÕMiss
وقتی دلم برایش تنگ می‏شود حتی خدا حریف گریه‏هایم نمی‏شود.
<< January 2008            March 2008 >>

   
 


ردپایت را دنبال می‏کنم
از تو دور می‏شوم
شاید کفش‏ هایت را
برعکس پوشیده ‏ای


افسوس هرچه کردم
مردم بفهمند فقط خندیدند


بگذار آدم‏ها تا می‏توانند سنگ
باشند، تو از نژاد چشمه باش


خدایا، من اگر بد کنم تو را
بندگان خوب فراوان است
تو اگر مدارا نکنی مرا
خدای دیگر کجاست؟


زندگی کوتاه‏تر از آن است
که عشق ورزیدن را برای
لحظه‏ی آخر بگذاریم


خدایا، مگذار آنچه را که
حق می‏دانم به خاطر آنچه که
دیگران بد می‏دانند کتمان کنم


 
   
   
   
 

                               

Send IM

matroud@gmail.com

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share