Network Friends

<< February 2008    March 2008     April 2008 >>
March 31, 2008 | دوشنبه 12 فروردین 1387
Õآدم خوار
پسر و دختر تازه همان شب آشنا شده بودند، یک ساعتی هم بیشتر عشق بازی نکردند.
امّا فردای آن شب دخترک گلایه می‏کرد که مادرش با دیدن کبودی‏های روی گردن و سینه‏اش پرسیده دوست پسرت آدم خوار است؟
پ.ن: زوریخ ، 31 مارچ 2003
March 29, 2008 | شنبه 10 فروردین 1387
Õشاهرخ خان
یک طرف خدا هست تنها، یک طرف شیطان است با ما. فیلم هندی از این تکراری‏تر دیده بودید؟

March 28, 2008 | جمعه 9 فروردین 1387
Õشرم
و عشق‏هایی که کم‏رنگ می‏شوند امّا پاک نمی‏شوند، عشق‏هایی که هرگز فراموش نمی‏شوند.
عشق‏هایی که در چرت‏های دوران پیری به یادت بیاید و شرم به صورت چروکیده‏ات بدواند.
March 26, 2008 | چهارشنبه 7 فروردین 1387
Õردپا
صبح‏ها بیدار می‏شوی و به یاد نداری کجا خوابیده‏ای و البته با چه کسی...
March 25, 2008 | سه شنبه 6 فروردین 1387
Õسیگار و بوسه
اوّلین بوسه درست مثل اوّلین نخ سیگار می‏مونه، هیچ معتادی نیست که با سیگار شروع نکرده باشه.
پ.ن: و بوسه برای قلب بیشتر از سیگار ضرر دارد...
March 23, 2008 | یکشنبه 4 فروردین 1387
ÕFashion
فشن یعنی شلوارهای بی‏دکمه، یعنی دکمه‏هایی که بدون هیچ زحمتی باز می‏شود.
مدرنسیم یعنی عجله، یعنی هرگز تجربه نخواهی کرد زانو زدن و باز کردن دکمه‏های شلوارش با سختی چه لذتی دارد.
March 22, 2008 | شنبه 3 فروردین 1387
Õدانشجوی مرده
کسی گفت: جنبش دانشجویی ایران همان تیر هفتاد و هشت مرد.
راست گفت.
March 20, 2008 | پنجشنبه 1 فروردین 1387
ÕTrity
خاطره‏هایت را آنقدر در لحظات بی‏کسی مرور کردم که پوسیدند. نمی‏دانم خاطره‏هایت کهنه شده‏اند یا لحظات بی‏کسی من بسیار.
March 19, 2008 | چهارشنبه 29 اسفند 1386
Õعید
این عید که بیاید می‏شود هفتمین عیدی که تو نیستی ولی خاطره‏ات هست.
این عید که برود می‏شود اوّلین عیدی که من نیستم ولی خاطره‏ام هست.
March 17, 2008 | دوشنبه 27 اسفند 1386
Õآتش
یادت می‏آید چهارشنبه‏ی آخر سال را، آن شب در آغوش هم آنقدر گرم خفته بودیم که مردم از روی سرمان می‏پریدند و می‏سوختند.
March 15, 2008 | شنبه 25 اسفند 1386
Õانتصابات
دنیا چقدر کوچک است، سال هفتاد و شش تمام شب را نمی‏خوابی تا صبح اوّلین کسی باشی که به خاتمی محبوب رای می‏دهد.
سال هشتاد و شش تمام روز انتخابات را می‏خوابی تا حتی به یاد نیاوری که آن روز انتخاباتی در جریان است.
پ.ن: انگشتم را با افتخار بالا می‏گیرم تا همه ببینند من رای نداده‏ام.
March 12, 2008 | چهارشنبه 22 اسفند 1386
Õسوال
جواب‏ها به سوال‏ها بستگی ندارد، جواب‏ها به آدمی که جواب سوالت را می‏دهد ربط پیدا می‏کند.
March 11, 2008 | سه شنبه 21 اسفند 1386
Õبهانه
دل گرفتن بهانه نمی‏خواهد، تنها شانه‏ای برای سر گذاشتن می‏خواهد.
March 6, 2008 | پنجشنبه 16 اسفند 1386
ÕMovie
"دسته گل‏های کوچک‏تر برای همسران و دست گل‏های بزرگ‏تر برای معشوقه‏ها"
آدم‏ها دو دسته‏اند یا بازیگران خوبی هستند یا کارگردان‏های خوب. تماشاگر تنها بودن معنی ندارد.
March 4, 2008 | سه شنبه 14 اسفند 1386
Õباد صبا
یادش به‏خیر. رو به آسمان می‏کردیم و نفس‏های عمیق می‏کشیدیم، تا باد بوی یار برایمان بیاورد.
این روزها نسیم کوی دوست هم، بوی خیانت می‏دهد.

March 3, 2008 | دوشنبه 13 اسفند 1386
ÕLove Bird
این روزها، مرغ عشق‏‏ها هم به هوای مرغ عشق همسایه می‏خوانند.
March 2, 2008 | یکشنبه 12 اسفند 1386
ÕCupid
یکی از آن نیمه‏شب‏ها که در آغوش او به اوج آسمان‏ها رسیدم، فهمیدم چگونه یک انسان معمولی می‏تواند خدا ‏شود.
March 1, 2008 | شنبه 11 اسفند 1386
Õفریاد سکوت
روزی کسی به من گفت:
سکوت متن آسانی است که معمولا اشتباه خوانده می‏شود.


پ.ن: و امروز من می‏گویم: نگاه متن آسانی است که همیشه اشتباه خوانده می‏شود.
<< February 2008            April 2008 >>

   
 


ردپایت را دنبال می‏کنم
از تو دور می‏شوم
شاید کفش‏ هایت را
برعکس پوشیده ‏ای


افسوس هرچه کردم
مردم بفهمند فقط خندیدند


بگذار آدم‏ها تا می‏توانند سنگ
باشند، تو از نژاد چشمه باش


خدایا، من اگر بد کنم تو را
بندگان خوب فراوان است
تو اگر مدارا نکنی مرا
خدای دیگر کجاست؟


زندگی کوتاه‏تر از آن است
که عشق ورزیدن را برای
لحظه‏ی آخر بگذاریم


خدایا، مگذار آنچه را که
حق می‏دانم به خاطر آنچه که
دیگران بد می‏دانند کتمان کنم


 
   
   
   
 

                               

Send IM

matroud@gmail.com

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share