Network Friends

May 18, 2008 | یکشنبه 29 اردیبهشت 1387
Õجوشن کبیر - دعایی پر از امید
خدایا از تو مى‏خواهم به حق نامت، اى خدا، اى بخشاینده، اى مهربان، اى بزرگوار، اى برپا دارنده، اى بزرگ، اى قدیم، اى دانا، اى بردبار، اى فرزانه، منزهى تو، اى که معبودى جز تو نیست، فریاد فریاد، برهان ما را از آتش اى پروردگار من.
اى آقاى آقایان، اى اجابت کننده‏ی دعاها، اى بالا برنده‏ی مرتبه‏ها، اى صاحب هر نیکى، اى آمرزنده‏ی گناهان، اى دهنده‏ی خواسته‏ها، اى پذیرنده‏ی توبه‏ها، اى شنونده‏ی صداها، اى داناى اسرار پنهانى، اى برطرف کننده‏ی بلاها.
اى آمرزنده‏ی خطاها، اى برطرف کننده‏ی بلاها، اى منتهاى امیدها، اى دهنده‏ی بزرگ عطاها، اى بخشنده‏ی هدیه‏ها، اى روزى ده بندگان، اى برآورنده‏ی آرزوها، اى شنونده‏ی شکایت‏ها، اى برانگیزنده‏ی مردمان، اى رهاننده‏ی اسیران...

   
 


پرواز هم دیگر رویای آن پرنده
نبود، دانه‏دانه پرهایش را چید تا
بر بال‏هایش خواب دیگری ببیند


آوای باد آوای خشکسالی‏ست
بگذار تا بگویم، تقدیر لاابالی‏ست
باید که عشق ورزید
باید که مهربان بود
زیرا که زنده ماندن
هر لحظه احتمالی‏ست



هستی تهی‏تر از آن است که به
دست آوردنی مرا زبون سازد
و من تهیدست‏تر از آنکه از
دست دادنی مرا بترساند


دلتنگ تو امروز شدم تا فردا
فردا شد و تو باز هم گفتی فردا
امروز دلم مانده و یک دنیا حرف
یک هیچ به نفع دل تو تا فردا


دل اسیر دوست، جان اسیر دل
دوست چه می‏داند، دل اسیر اوست


سنگینی باری که خدا بر دوش
آدمی می‏گذارد آن‏قدر زیاد نیست
که کمرمان را خم کند، آن‏قدر است
که ما را برای دعا کردن به زانو درآورد


 
   
   
   
 

                               

Send IM

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share