Network Friends

<< September 2009    October 2009     November 2009 >>
October 29, 2009 | پنجشنبه 7 آبان 1388
Õنشانه
تو اوج نفرت،
فراموش نکن کی اون همه خاطره‏ی خوب بهت هدیه داد و چرا هدیه داد.
October 28, 2009 | چهارشنبه 6 آبان 1388
Õنبودن یا نداشتن
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد، نمی‏دانم نداشتن‏ات سخت‏تر است یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد.
October 25, 2009 | یکشنبه 3 آبان 1388
Õامید شبانه
وقتی شب‏ها میان شلوغی طعم الکل و سیگار، طعم لب دخترکی معصوم را جستجو می‏کنم.
October 23, 2009 | جمعه 1 آبان 1388
Õسرد و خیس
برای آن قطره‏ی باران که آرام آرام راه خودش را روی پوست داغ من پیدا می‏کند و پائین می‏رود.
October 20, 2009 | سه شنبه 28 مهر 1388
Õما به ظلمت گردن نمی‏نهیم
آرام نخواهد شد، از یاد نخواهد رفت.
روزی خواهد آمد که فرزندم آزاد به دنیا خواهد آمد، نامی پارسی خواهد داشت و چون یک انسان خواهد زیست.
October 19, 2009 | دوشنبه 27 مهر 1388
Õدیوار
وقتی که فاصله‏ی من و تو و دیوار پشت سر تو کم می‏شود.
October 17, 2009 | شنبه 25 مهر 1388
ÕBody Cream
قبول کن روغن طبیعی نارگیل هم برای نرمی پوست تن تو مناسب است و هم برای معده‏ی من.
October 16, 2009 | جمعه 24 مهر 1388
Õکودک کوچک
بچه نمی‏خواهم، بگذار تا قیامت کودک کوچک تو باقی بمانم.
October 15, 2009 | پنجشنبه 23 مهر 1388
Õمن یا خدا
همه می‏گفتند خود شیطان است، من از او یک فرشته ساختم.
خودت بگو کی خداتر است؟
October 14, 2009 | چهارشنبه 22 مهر 1388
Õفرشته باش
خوبی‏هایت برای دیگران، بدی‏هایت را فقط هدیه کن به من. بگذار همه مثل من تو را فرشته بپندارند.
October 13, 2009 | سه شنبه 21 مهر 1388
Õروز حافظ سبز
دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند
پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند
ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند
عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند


جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند
...
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند
October 10, 2009 | شنبه 18 مهر 1388
Õحرمت
قسم یاد می‏کنم به حرمت آن تخت دونفره.
October 6, 2009 | سه شنبه 14 مهر 1388
Õبدون تبانی
این شب‏ها و میان عشق‏بازی‏های ما تبانی معنا ندارد.
October 4, 2009 | یکشنبه 12 مهر 1388
Õخیلی دور خیلی نزدیک
از کنار هم غریبانه می‏گذریم، ما دو غریبه‏ای که سال‏ها قبل به هم رسیده بودیم.
October 3, 2009 | شنبه 11 مهر 1388
Õآغوش دیو
دعا کن کسی لای کتاب‏های کهنه را بگشاید، وقتی تو را ندارم، از حدیث مرگ در آغوش دیو هراسی نیست.
October 1, 2009 | پنجشنبه 9 مهر 1388
Õسبزیونایتد
رنگ تلوزیون را تا آخر زیاد می‏کنم، تا فردا سرخی پرسپولیس را سبز ببینم.
<< September 2009            November 2009 >>

   
 


ردپایت را دنبال می‏کنم
از تو دور می‏شوم
شاید کفش‏ هایت را
برعکس پوشیده ‏ای


افسوس هرچه کردم
مردم بفهمند فقط خندیدند


بگذار آدم‏ها تا می‏توانند سنگ
باشند، تو از نژاد چشمه باش


خدایا، من اگر بد کنم تو را
بندگان خوب فراوان است
تو اگر مدارا نکنی مرا
خدای دیگر کجاست؟


زندگی کوتاه‏تر از آن است
که عشق ورزیدن را برای
لحظه‏ی آخر بگذاریم


خدایا، مگذار آنچه را که
حق می‏دانم به خاطر آنچه که
دیگران بد می‏دانند کتمان کنم


 
   
   
   
 

                               

Send IM

matroud@gmail.com

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share